{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اولین بار که دیدمش

اولین بار که دیدمش
از نگاهش نور چکه می‌کرد
و ماه توی قهوه‌ی چشم هایش شناور بود.
و من یقین یافتم که «او» گونه‌ی انسانیِ ماه است

#لاادرى
دیدگاه ها (۰)

چقدر خوب ، که هستی !چه خوب که هوای مرا داریو چه خوب تر که دو...

از اینجا تا دوست نداشتنت راهی نیست!اما برای دوست داشتنت،تا ا...

« طُ »را دوست دارم ؛همین قدر ساده!همین قدر متفاوت!#حنیف_عرب

یک شب هایی هم هستدستت به قلم نمیرود!اسم این شب ها را گذاشته ...

اولین‌بار که دیدمت،از نگاهت نور چکّه می‌کرد؛و ماه در قهوه‌یِ...

پارت ۲۹ کاکاشی یواشکی دستش را دراز کرد، حرکتی تقریبا ناخوداگ...

رز سرخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط