{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ناگه از میکده فغان برخاست

ناگه از میکده فغان برخاست

ناله از جان عاشقان برخاست

شر و شوری فتاد در عالم

های و هویی از این و آن برخاست

جامی از میکده روان کردند

در پیش صد روان، روان برخاست

جرعه‌ای ریختند بر سر خاک

شور و غوغا ز جرعه‌دان برخاست

جرعه با خاک در حدیث آمد

گفت و گویی از این میان برخاست

سخن جرعه عاشقی بشنید

نعره زد و ز سر جهان برخاست

بخت من، چون شنید آن نعره

سبک از خواب، سر گران برخاست

گشت بیدار چشم دل، چو مرا

عالم از پیش جسم و جان برخاست

خواستم تا ز خواب برخیزم

بنگرم کز چه این فغان برخاست؟

بود بر پای من، عراقی، بند

بند بر پای چون توان برخاست؟
دیدگاه ها (۱)

ظاهرا سیلی‌هایی که دولت امارات به خاطر مشارکتش در تجاوز آمری...

شعری که امام خامنه ای چند روز قبل از شهادتش نوشت🎙توضیحات آیت...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

چو افتم من ز عشق دل به پای دلربای مناز آن شادی بیاید جان نها...

مشب در سر شوری دارمامشب در دل نــوری دارمباز امشب در اوج آسـ...

فرهاد را چو بر رخ شیرین نظر فتاددودش به سر درآمد و از پای در...

‍ #شعر#انتظارجانا ز #فراق تو این محنت جان تا کیدل در غم #عشق...

جانا ز فراق تو این محنت جان تا کیدل در غم عشق تو رسوای جهان ...

عاشقانه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط