ویو آت
ویو آت
بادیگاردا پری هارو بردن انبار منم که خیلییی مشتاق بودم قایم شدم تا منو نبرن واییی یعنی این جشن چیه
(چند ساعت بعد)
ویو جونگکوک
تو اتاقم خون میخوردم منتظر نینا بودم که در زدن
÷منممم
اومد تو و سریع پرید تو آکواریم خیلی کیوت انجامش داد و دلم ضعف رفتتت وای دارم چی میگم میدونستم فرار نمیکنه
- خوشگذشت؟
خیلی اما مامانم آخرش نمیزاشت برگردم
-مامانت پری مهمیه؟
÷اره ملکست ملکه رزی
عالی شد...بعدا میتونم بدزدمش.
-خوبه
÷ارباببب
-خب بسه دیگه جشن یک ساعت دیگه شروع میشه...
بادیگاردا پری هارو بردن انبار منم که خیلییی مشتاق بودم قایم شدم تا منو نبرن واییی یعنی این جشن چیه
(چند ساعت بعد)
ویو جونگکوک
تو اتاقم خون میخوردم منتظر نینا بودم که در زدن
÷منممم
اومد تو و سریع پرید تو آکواریم خیلی کیوت انجامش داد و دلم ضعف رفتتت وای دارم چی میگم میدونستم فرار نمیکنه
- خوشگذشت؟
خیلی اما مامانم آخرش نمیزاشت برگردم
-مامانت پری مهمیه؟
÷اره ملکست ملکه رزی
عالی شد...بعدا میتونم بدزدمش.
-خوبه
÷ارباببب
-خب بسه دیگه جشن یک ساعت دیگه شروع میشه...
- ۱.۰k
- ۲۴ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط