قرار گذاشتم با خودم تا در نبودت تنها سکوت کنم
قرار گذاشتم با خودم تا در نبودت تنها سکوت کنم
دیگر تاب بی قراری های مکرر هر روز را ندارم
تو رفتی و نگفتی بی تو من به مرز جنون میرسم
رفتی و ندیدی حالا بی تو به جنون رسیدم
خوب بودی و همین مرا از من گرفت
دل کوچکم شکست از روزگار
تو من بودی و من با تو معنا شدم
اما...
قرار بود سکوت کنم اما داغت چنان جانسوز است
که توان سکوت هم ندارم
من بی تو حتی توان زندگی هم ندارم
دیگر تاب بی قراری های مکرر هر روز را ندارم
تو رفتی و نگفتی بی تو من به مرز جنون میرسم
رفتی و ندیدی حالا بی تو به جنون رسیدم
خوب بودی و همین مرا از من گرفت
دل کوچکم شکست از روزگار
تو من بودی و من با تو معنا شدم
اما...
قرار بود سکوت کنم اما داغت چنان جانسوز است
که توان سکوت هم ندارم
من بی تو حتی توان زندگی هم ندارم
- ۶۵۸
- ۰۴ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط