{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو از دلتنگیِ شبهایِ آغوشم چه می دانی ؟

تو از دلتنگیِ شبهایِ آغوشم چه می دانی ؟

از آواری که بی تو ماندهِ بر دوشم! ، چه می دانی ؟

از اینکه گفته بودی - دوستم داری - ولی رفتی

از آهنگِ صدایِ مانده در گوشم چه می دانی ؟!!

هنوزم بوی آغوشِ تو را پیراهنم دارد

از اندوهی که من هر روز می پوشم چه می دانی ؟

ببین !! از عشق ناچارم ولی دلگیرم از دستت

از اینکه مثلِ سیر و سرکه می جوشم ، چه می دانی ؟

جوابم را بده - من یک تماس رفته از دستم -

و رنجِ یک شماره یِ فراموشم ! چه می دانی ؟

از اینکه رفته ای و هر چه می کوشم نمی فهمم

چرا رفتی !!! ؛از احساسات مغشوشم چه می دانی
دیدگاه ها (۵)

قرار گذاشتم با خودم تا در نبودت تنها سکوت کنمدیگر تاب بی قرا...

خدا در گـُل، خدا در آب و رنگ استخدا نقاش این دشت قشنگ استخدا...

ﻛﺎﺵ ﻣﻲ ﺷﺪ ﺑﻐﺾ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺟﻮﻫﺮ ﺁﺑﻲ ﻧﻮﺷﺖﺍﻳﻦ ﻏﺰﻝ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺷﺒﻲ ﺯﻳﺒﺎ ﻭ ﻣﻬ...

اینو تقدیم خانمهای محترم گروه میکنم:*میگن کل دنیا رو هم بگرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط