می گذشتی سحر از کوچه ی ما یادت هست

می گذشتی سحر از کوچه ی ما ، یادت هست
آن قدم های پر از نازو ادا ، یادت هست

ریزش برگ درختان خزان آلوده
زیر پا خش خش و آن صاعقه ها ، یادت هست
چکه ی قطره ی باران و هوائی نمناک
عطر تو ، کوچه و آن حال وهوا ، یادت هست
روبرو آمدی و نیم نگاهی کردی
چشمک شوخ من و اخم شما، یادت هست
آنقدر لوس شدم تا که به من خندیدی
لحظه ی عاشقی و مهر و وفا ، یادت هست
کافه ی نبش خیابان و بخار چائی
طعم قلیان و تب قلقله ها ، یادت هست

بوسه ی دزدکی و عاشقی ی پنهانی
آنهمه استرس و دلهره ها ، یادت هست
پشت گوشی که برای تو غزل می خواندم
حس زیبای تو در قافیه ها ، یادت هست
دوره ی عاشقی ی کوته و زیبایی بود
آن سه ماهی که تو را داد خدا ، یادت هست

آن غروبی که در آن ساحل شن ، وا ماندیم
عاشقی دود شدو و رفت هوا ، یادت هست
گریه ی تلخ من و بدرقه ی اجباری
تا همیشه شدم از عشق ، جدا ، یادت هست

پس چه شد آنهمه احساس لطیفت آخر
التماس من و آن جوروجفا ، یادت هست

هر کجا هستی و با هر که هم آغوش شدی
نوش جانت ، ولی آن خاطره ها ، یادت هست
دیدگاه ها (۱)

جز یاد تو ای حسرت شیرینِ قدیمیباور بکنی یا نکنی از همه سیرمل...

بی تو جای خالی ات انکار می خواهد فقطزندگی لبخند معنا دار می ...

خبر رفتن تو دغدغه" قوها "شدعامل پرزدن و کوچ پرستوها شدشمع و ...

.اگر باشی ، محبت روزگاری تازه خواهد یافتزمین در گردشش با تو ...

می گذشتی سحر از کوچه ی ما ، یادت هست آن قدم های پر از نازو ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط