اگر باشی محبت روزگاری تازه خواهد یافت

.
اگر باشی ، محبت روزگاری تازه خواهد یافت

زمین در گردشش با تو مداری تازه خواهد یافت

دل من نیز با تو بعد از آن پاییز طولانی

دوباره چون گذشته نوبهاری تازه خواهد یافت

درخت یادگاری باز هم بالنده خواهد شد

که عشق از کُنده ی ما یادگاری تازه خواهد یافت

دهانت جوجه‌هایش را پریدن گر بیاموزد

کلام از لهجه ی تو اعتباری تازه خواهد یافت

بدین سان که من و تو از تفاهم، عشق می‌سازیم

از این پس عشق ورزی هم ، قراری تازه خواهد یافت

من و تو عشق را گسترده تر خواهیم کرد ، آری

که نوع عاشقان از ما تباری تازه خواهد یافت

تو خوب مطلقی! من خوبها را با تو می‌سنجم!

بدین سان بعد از این خوبی ، عیاری تازه خواهد یافت...
دیدگاه ها (۱)

خبر رفتن تو دغدغه" قوها "شدعامل پرزدن و کوچ پرستوها شدشمع و ...

می گذشتی سحر از کوچه ی ما ، یادت هست آن قدم های پر از نازو ا...

نَفَسم بگو کجایی که ستاره ی سهیلی؟! دو سه خط گلایه دارم، که ...

قصه اینجاست که شب بودو هوا ریخت بهممن چنان دردکشیدم که خدا #...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط