پدرم گاه صدا میزندم شعر سپید

پدرم گاه صدا میزندَم شعر سپید
بس که آشفته و رنجور و به هم ریخته‌ام
دیدگاه ها (۴)

پشت گردنمکمی پایین تر از نقطه ای که آخرین تار موی بلندم رویی...

از ارتفاع می ترسمافتاده ام از بلندی،از آتش می ترسمسوخته ام ب...

🖊 #محمود_دولت_آبادیبگذر تـابـسـتـان بگذر...حال من با تو خوب...

🎨 #کارتوندوستی خاله خرسه!!!!📌 دوستی خاله خرسهداستانی فولکو...

گفتم بزنم! گفت زنی؛ مهریه را ...گفتم بکشم! گفت نداری دیه را ...

دو قدم مانده که #پاییز به یغما بروداین همه رنگ ِ قشنگ از کف ...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۴۹۶انگار تمام اعضا و جوارح داخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط