بوسه آتش بر گونه رز
"بوسه آتش بر گونه رز"
part 20
جونگکوک میخنده اروم و به دنبال تهیونگ وارد اتاق میشه و در رو پشت سرش میبنده:
- میبینم که خیلی هیجان داریی
- اره خب..قراره با جفتم کامل بشممم!
جونگکوک نزدیک تهیونگ میشه و Laباش رو به Laبای تهیونگ میکوبونه و شروع میکنه به بوسiدنش.
درحالی که هم دیگه رو میبوسiدن جونگکوک دستش رو سمت لbaسای پسر میبره و درشون میاره.
تو بوسiدن بهتر شده بودن. تهیونگ طبق عادتش به یقه جونگکوک چنگ زده بود تا بهتر تمرکز کنه.
جونگکوک درحالی که میبوسiدش، هولش میده رو taخت و این باعث میشه برای چند لحظه Laب هاشون از هم جدا بشن.
جونگکوک میره رو تهیونگ خِیmه میزنه و بوسه جدیدی رو از سر میگیرن.
تهیونگ ناخودآگاه دست هاش رو میبره سمت دکمه های لbaس جونگکوک و شروع میکنه به باز کردنش.
انقدری هم دیگه رو میبوسن که نفس کم میارن و مجبور میشن با بی میلی از هم جدا بشن.
الفای تهیونگ روش قالب شده بود و با چشم های اقیانوسی به جونگکوک خیره شده بود.
جونگکوک هم با چشم های سرخ الفاش به دریای جفتش خیره شده بود..انگار که زمان تو این لحظه ایستاده بود..
- اماده ای بیب؟
تهیونگ سرش رو به تایید تکون میده:
- از هر لحظه بیشتر امادم الفا!
جونگکوک نیشخند کمرنگی میزنه و صورتش رو تو گrدن تهیونگ فرو میبره و بوسه ای رو گrدنش میزنه:
- وقتشه که مُهر مالکیتم رو رو جفتم بزارم!
تهیونگ با کج کردن گrدنش به جونگکوک فضای بیشتری میده و حرف جونگکوک رو تایید میکنه.
جونگکوک دندون نیشش رو میاره بیرون و فرو میبره تو گrدن تهیونگ..زمان میایسته...انگار که اون هم میخواست تماشا گر عاشقانهی اون زوج باشه.
نفس تهیونگ لحظه ای بند میاد و رگه های خون سرازیر میشن. بعد از چند دقیقه جونگکوک مارکش رو گذاشته بود. دندون نیشش رو میکشه بیورن و جای خون رو baدن و گrدن تهیونگ لیs میزنه.
تهیونگ چشم هاش رو که تار شده بودن رو میبنده و از حال میره.
این علائم بعد از مaرک شدن طبیعی بود.
جونگکوک بعد از تمیز کردن گrدن و و ترقوه تهیونگ با زبونش، روی تهیونگ رو میکشه تا وقتی که بهوش بیاد.
خودشم کنار تهیونگ دراز میکشه و بغلش میکنه محکم و گrدن و ترقوه هاش رو تند تند بوسه های ریزی میزنه و قربون صدقش میره.
:))💜
جونگکوک: @dian.kookv
part 20
جونگکوک میخنده اروم و به دنبال تهیونگ وارد اتاق میشه و در رو پشت سرش میبنده:
- میبینم که خیلی هیجان داریی
- اره خب..قراره با جفتم کامل بشممم!
جونگکوک نزدیک تهیونگ میشه و Laباش رو به Laبای تهیونگ میکوبونه و شروع میکنه به بوسiدنش.
درحالی که هم دیگه رو میبوسiدن جونگکوک دستش رو سمت لbaسای پسر میبره و درشون میاره.
تو بوسiدن بهتر شده بودن. تهیونگ طبق عادتش به یقه جونگکوک چنگ زده بود تا بهتر تمرکز کنه.
جونگکوک درحالی که میبوسiدش، هولش میده رو taخت و این باعث میشه برای چند لحظه Laب هاشون از هم جدا بشن.
جونگکوک میره رو تهیونگ خِیmه میزنه و بوسه جدیدی رو از سر میگیرن.
تهیونگ ناخودآگاه دست هاش رو میبره سمت دکمه های لbaس جونگکوک و شروع میکنه به باز کردنش.
انقدری هم دیگه رو میبوسن که نفس کم میارن و مجبور میشن با بی میلی از هم جدا بشن.
الفای تهیونگ روش قالب شده بود و با چشم های اقیانوسی به جونگکوک خیره شده بود.
جونگکوک هم با چشم های سرخ الفاش به دریای جفتش خیره شده بود..انگار که زمان تو این لحظه ایستاده بود..
- اماده ای بیب؟
تهیونگ سرش رو به تایید تکون میده:
- از هر لحظه بیشتر امادم الفا!
جونگکوک نیشخند کمرنگی میزنه و صورتش رو تو گrدن تهیونگ فرو میبره و بوسه ای رو گrدنش میزنه:
- وقتشه که مُهر مالکیتم رو رو جفتم بزارم!
تهیونگ با کج کردن گrدنش به جونگکوک فضای بیشتری میده و حرف جونگکوک رو تایید میکنه.
جونگکوک دندون نیشش رو میاره بیرون و فرو میبره تو گrدن تهیونگ..زمان میایسته...انگار که اون هم میخواست تماشا گر عاشقانهی اون زوج باشه.
نفس تهیونگ لحظه ای بند میاد و رگه های خون سرازیر میشن. بعد از چند دقیقه جونگکوک مارکش رو گذاشته بود. دندون نیشش رو میکشه بیورن و جای خون رو baدن و گrدن تهیونگ لیs میزنه.
تهیونگ چشم هاش رو که تار شده بودن رو میبنده و از حال میره.
این علائم بعد از مaرک شدن طبیعی بود.
جونگکوک بعد از تمیز کردن گrدن و و ترقوه تهیونگ با زبونش، روی تهیونگ رو میکشه تا وقتی که بهوش بیاد.
خودشم کنار تهیونگ دراز میکشه و بغلش میکنه محکم و گrدن و ترقوه هاش رو تند تند بوسه های ریزی میزنه و قربون صدقش میره.
:))💜
جونگکوک: @dian.kookv
- ۲۰.۳k
- ۰۹ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط