{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حل میشود شکوه غزل در صدای تو

حل می‌شود شکوه غزل در صدای تو
ای هرچه هست و نیست در عالم فدای تو

هر شب به روز آمدنت فکر می‌کنم
هر صبح بی‌قرارترینم برای تو

بیدار می‌شویم ازین خواب هولناک
یک صبح جمعه با نفس آشنای تو

آدینه‌ای که می‌رسی و پهن می‌شود
چون فرش آسمانِ دلم زیر پای تو

یک روز گرم و روشن و سرشار می‌شویم
در خلسه‌ای که می‌وزد از چشم‌های تو

روزی که با شروع کلام تو مثل قند
حل می‌شود شکوه غزل در صدای تو
دیدگاه ها (۴)

هدیه جبرئیلجلوه گر شد بار دیگر طور سینا در غدیرریخت از خمّ و...

عید است ولی بدون او غم داریمعاشق شده ایم و عشق را کم داریمای...

گریه امام زمان(عج) در عرفات در روضه حضرت ابوالفضلجناب حجت ال...

عرفه آمده از یار خبر نیست چرا؟چقدر ناله زنم  آه ، کجایی آقا ...

My lovely neighbor part : 8

🍃بِسْـمِ ٱللهِ ٱلْرَّحْمٰـنِ الْرَّحیـمْ🍃🌺🍃خدایا ، تو که خدا...

اسم رمان《 چشم های بی انتها 》پارت ۳باد از هر طرف میوزید اسمان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط