پارت یازدهم ستاره من
پارت یازدهم ستاره من
هیکارو گفت: بیا دنبالم
آی گفت: باشه
موقع رسیدن
هیکارو گفت : خب رسیدیم اینجاست
آی گفت: بیا بریم داخلش
هیکارو گفت: باشه ولی من گرسنه نیستم غذا خوردم
آی گفت : اشکالی نداره میشه پس فقط بشینی تا غذام تموم شه
هیکارو گفت: باشه
آی گفت: خیلی ممنونم ازت
بعد از غذا خوردن
آی گفت الان حساب میکنم
وقتی داشت داخل کیف پولشو میگشت کارتشو گذاشت داخل خونه فراموش کرد بذاره داخل کیف پول
آی گفت : ای وای کیف پولمو فراموش کردم الان میارمش
هیکارو گفت: نمیخواد خودم حساب میکنم
آی گفت: نه آخه خیلی خجالت آوره
هیکارو گفت: اشکالی نداره
آی گفت: ممنونم ازت تو خیلی مهربونی میگم چجوری میتونم جبران کنم
هیکارو گفت: نمیخواد جبران کنی مهم نیست
آی گفت : نه نمیشه
هیکارو گفت: اگه میخوای جبران کنی باید.......
همون لحظه کارگردان میاد میگه اه شما ها اینجا بودید بیاید منتظرتون بودیم
آی گفت : باشه الان میایم میگم هیکارو تو نمیای
هیکارو گفت: الان میام
آی دستشو گرفت و رفتن که تمرین کنن همون لحظه هیکارو در ذهنش گفت: چرا انقدر دستش گرم بود خیلی هم حس خوبی داشت
یدفعه آی گفت: بیا تمرین کنیم دیگه
هیکارو گفت: اه ببخشید حواسم نبود
آی گفت: اشکالی نداره
بعد 4 ساعت بعد:
آی گفت : کلی عرق کردم دارم میمیرم من برم بیرون هوا بخورم
هیکارو گفت : منم میام هوا خیلی گرم شده
آی گفت: باشه خوشحال میشم که باهام میای
هیکارو گفت :میخوای بریم اونجا بشینیم
آی گفت : باشه
همون لحظه شکوفه های گیلاس ( ساکورا) از اون بالا به پایین میریزه آی لبخند میزنه چون اولین بارشه شکوفه های گیلاس رو میبینه
هیکارو وقتی لبخندشو میبینه چانه آی رو میگیره و میخواد ببوستش که همون لحظه کارگردان میاد بیرون میگه شما هنوز اونجایید
هیکارو از خجالت کل بدنش قرمز میشه میگه الان میریم
آی گفت : هیکارو چیزی شده که چونمو گرفتی
هیکارو گفت : نه...... ادامه دارد 120 تایی شدم تا 280 تایی شدم پارت دوازدهم رو میزارم
هیکارو گفت: بیا دنبالم
آی گفت: باشه
موقع رسیدن
هیکارو گفت : خب رسیدیم اینجاست
آی گفت: بیا بریم داخلش
هیکارو گفت: باشه ولی من گرسنه نیستم غذا خوردم
آی گفت : اشکالی نداره میشه پس فقط بشینی تا غذام تموم شه
هیکارو گفت: باشه
آی گفت: خیلی ممنونم ازت
بعد از غذا خوردن
آی گفت الان حساب میکنم
وقتی داشت داخل کیف پولشو میگشت کارتشو گذاشت داخل خونه فراموش کرد بذاره داخل کیف پول
آی گفت : ای وای کیف پولمو فراموش کردم الان میارمش
هیکارو گفت: نمیخواد خودم حساب میکنم
آی گفت: نه آخه خیلی خجالت آوره
هیکارو گفت: اشکالی نداره
آی گفت: ممنونم ازت تو خیلی مهربونی میگم چجوری میتونم جبران کنم
هیکارو گفت: نمیخواد جبران کنی مهم نیست
آی گفت : نه نمیشه
هیکارو گفت: اگه میخوای جبران کنی باید.......
همون لحظه کارگردان میاد میگه اه شما ها اینجا بودید بیاید منتظرتون بودیم
آی گفت : باشه الان میایم میگم هیکارو تو نمیای
هیکارو گفت: الان میام
آی دستشو گرفت و رفتن که تمرین کنن همون لحظه هیکارو در ذهنش گفت: چرا انقدر دستش گرم بود خیلی هم حس خوبی داشت
یدفعه آی گفت: بیا تمرین کنیم دیگه
هیکارو گفت: اه ببخشید حواسم نبود
آی گفت: اشکالی نداره
بعد 4 ساعت بعد:
آی گفت : کلی عرق کردم دارم میمیرم من برم بیرون هوا بخورم
هیکارو گفت : منم میام هوا خیلی گرم شده
آی گفت: باشه خوشحال میشم که باهام میای
هیکارو گفت :میخوای بریم اونجا بشینیم
آی گفت : باشه
همون لحظه شکوفه های گیلاس ( ساکورا) از اون بالا به پایین میریزه آی لبخند میزنه چون اولین بارشه شکوفه های گیلاس رو میبینه
هیکارو وقتی لبخندشو میبینه چانه آی رو میگیره و میخواد ببوستش که همون لحظه کارگردان میاد بیرون میگه شما هنوز اونجایید
هیکارو از خجالت کل بدنش قرمز میشه میگه الان میریم
آی گفت : هیکارو چیزی شده که چونمو گرفتی
هیکارو گفت : نه...... ادامه دارد 120 تایی شدم تا 280 تایی شدم پارت دوازدهم رو میزارم
- ۶.۱k
- ۲۸ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط