{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روایتی از حادثه ایذه از قول یکی از شاهدین در صحنه

🔴روایتی از حادثه ایذه از قول یکی از شاهدین در صحنه:

🔹ماشینه میاد پیش مامورا بهش میگن نرو‌ اون سمت شلوغیه. میگه خونه‌ام اونجاست و میره. اینها که دیده بودن ماشینه با مامورها صحبت کرده میگن حتما از اونها است. رگبار رو می بندن به ماشین.

🔴
دیدگاه ها (۰)

P23🍯لارا«دست و پاهام خیلی درد میکرد اون نگهبانه خیلی بد پرتم...

Name : Lost heartPart : ①②-معذرت خواهیت قبوله "دستشو میزاره ...

#قسمت۵۷#تمرین_شکرگزاریجلسه #شکرگزاری🔺 تله ی ناشکری: عادی شدن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط