ات بله درسته
𝑷𝒂𝒓𝒕²ا.ت: بله درسته
کوک: اتاقتون روبهروی اتاق منه
ا.ت: بله باشه، خداحافظ
(کوک سرشو تکون داد)
داشتم میرفتم اتاقم که سرین جلوم ظاهر شد.
سرین: سلام خانوم خانوما
ا.ت: سلام اونی، مگه رئیس اینجا تهیونگ نبود؟
سرین: رئیس اصلی جونگکوکه
ا.ت: پس اسمش جونگکوکه...
سرین: چی؟
ا.ت: ها؟ هیچی، بای بای اونی جونم
سرین: بای بای... چقدر رفتارش عجیب شده
رفتم تو اتاقم نشستم، داشتم رو پروژه کار میکردم. من تو بخش ایدهها کار میکنم.
که دیانا اومد و گفت:
«اتاق رئیس جلسهست، زودتر بیا.»
گفتم: باشه.
گوشیم رو از روی میز برداشتم و رفتم اتاق رئیس، کنار سرین نشستم.
جونگکوک: خوب بچهها، ما تو جنگل قرار عکسبرداری داریم و کسایی که اسم میبرم فردا باید با ما بیان؛ تهیونگ، دیانا، سرین، سوجین، فلیکس و ا.ت.
ا.ت: من؟!
کوک: ما به جز تو اینجا ا.ت دیگهای نداریم.
ا.ت: آها... ببخشید.
کوک: جلسه تمومه، همه میتونین برین سر کاراتون.
همه: بله.
داشتم برای خودم قهوه درست میکردم که بالاخره آماده شد.
داشتم میرفتم که یهو قهوه روی کت جونگکوک ریخت!
ا.ت: آخ ببخشید، متاسفم!
کوک: ایرادی نداره.
ا.ت (تو دلم): اصلاً اون یهو جلوم سبز شد... چرا باید من متاسف باشم؟
ا.ت: ببخشید ولی من نباید متاسف باشم، شما یهو جلوم سبز شدین!
کوک: بجا...
ادامه...
خوب بچهها، اینا رو آنیا قبلاً نوشته، من فقط گذاشتم تو پیجش 🤍 بای بای.
کوک: اتاقتون روبهروی اتاق منه
ا.ت: بله باشه، خداحافظ
(کوک سرشو تکون داد)
داشتم میرفتم اتاقم که سرین جلوم ظاهر شد.
سرین: سلام خانوم خانوما
ا.ت: سلام اونی، مگه رئیس اینجا تهیونگ نبود؟
سرین: رئیس اصلی جونگکوکه
ا.ت: پس اسمش جونگکوکه...
سرین: چی؟
ا.ت: ها؟ هیچی، بای بای اونی جونم
سرین: بای بای... چقدر رفتارش عجیب شده
رفتم تو اتاقم نشستم، داشتم رو پروژه کار میکردم. من تو بخش ایدهها کار میکنم.
که دیانا اومد و گفت:
«اتاق رئیس جلسهست، زودتر بیا.»
گفتم: باشه.
گوشیم رو از روی میز برداشتم و رفتم اتاق رئیس، کنار سرین نشستم.
جونگکوک: خوب بچهها، ما تو جنگل قرار عکسبرداری داریم و کسایی که اسم میبرم فردا باید با ما بیان؛ تهیونگ، دیانا، سرین، سوجین، فلیکس و ا.ت.
ا.ت: من؟!
کوک: ما به جز تو اینجا ا.ت دیگهای نداریم.
ا.ت: آها... ببخشید.
کوک: جلسه تمومه، همه میتونین برین سر کاراتون.
همه: بله.
داشتم برای خودم قهوه درست میکردم که بالاخره آماده شد.
داشتم میرفتم که یهو قهوه روی کت جونگکوک ریخت!
ا.ت: آخ ببخشید، متاسفم!
کوک: ایرادی نداره.
ا.ت (تو دلم): اصلاً اون یهو جلوم سبز شد... چرا باید من متاسف باشم؟
ا.ت: ببخشید ولی من نباید متاسف باشم، شما یهو جلوم سبز شدین!
کوک: بجا...
ادامه...
خوب بچهها، اینا رو آنیا قبلاً نوشته، من فقط گذاشتم تو پیجش 🤍 بای بای.
- ۳.۴k
- ۰۸ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط