#ارباب_من

#ارباب_من
#پارت_چهار


وقتی رفتن اجوما همه چیز رو به ا/ت گفت و ا/ت قبول کرد


یهو جونگ کوک اومد و گفت: تو فقط اتاق منو تمیز میکنی


و تو اون تایم کار میکنی در بقیه روز بانو خونه ای


ا/ت: باشه میتونم الان شروع کنم؟


جونگ کوک: اره برو



ا/ت کارش شروع کرد ولی مدارکی که روی میز زود نظرش جلب کرد


پس رفت و خوند دید که کوک و خودش باید به اجبار ازدواج کنن و کوک نمیخواست ات بدونه


که یهو جونگ کوک اومد و برگه ها رو از دستش کشید و گفت:


کوک: تو فضولی چرا همش همه جا رو نگاه میکنیییی(عصبی)


ا/ت: ببخشید کوک م.م.من ف.فقط کنجکاو ش.شدم(لکنت)


جونگ کوک:......

#اد_کوک
دیدگاه ها (۱)

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔ناگهان احساس کرد چیزی روی گرد...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

تکپارتی جونگ کوک

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

🖤 قسمت سوم: برخورد دوباره ژانر: مافیایی | عاشقانه | کمدی | ا...

«قراردادِ سیاه» p1باران شدیدی روی عمارت قدیمی خانواده‌ی جون ...

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط