Part 3
Part 3
(^o^) My sweet omega.
.............................
یکمی اسماته اگر دوست ندارید نخونید 🤗!!!
.......
جونگکوک روی جیمین خیمه زد
+آه... آلفا.... م.. من... من زود تحریک میشم.... فقط دو روز مونده به هیتم اهه.... آه....
_ممم میدونم عشقم.... عیبی نداره... موقعی که هیا شدی همهچیز رو فراموش کن... من هستم.
+اهه.... ل.. لباتو... میخوام
"جونگکوک لباشو عمیق کرد تو دهن جیمین
_امگای من. حالا زبونتو بده بیرون...
" جیمین زبونشون خیلی کیوت و در عین حال هات، میده بیرون.
جونگکوک زبون جیمین رو به بازی میگیره و مک میزنه.
+اهه... مم.. ا.. آه... الفااا... اه...
_هیشششش
جونگکوک شروع به لیسیدن نیپل های صورتی و کوچولوی جیمین میکنه.
+.. آ.. اههههه.... امممممم🫦👄 آه
+آلفا م.. من.... من نمیتونم.
_چیشده
+حالم خوب نیست
_عیبی نداره. بیا تو بغلم.... بیا ماساژت بدم خوبه ؟
+ا.. اوهوم.. موچی میخوام.
_عزیزکم بزار برای فردا الان معدت سنگین میشه.
_هق... هق
_امگای من دوباره دل درد میگیری. قول میدم فردا صبح همه رو بخوری خوبه؟
+باشه عیبی نداره 🫂🫂
_شبت بخیر زندگیم
+شبه توهم بخیر آلفای قویه من.
.........................................
پرش زمانی به ظهر، بعد از اینکه جیمین همه ی موچی هاشو خورد.
_جیمین. امشب خونه ی مادرم مهمونی دعوت شدیم.
+اوو. ساعت چند؟
_برای شام عزیزم، ساعت 9
+ا..اما...اما من.. امشب
_میدونم همه کَسَم. میدونم سختته ولی خیلی مهمه. من مراقبتم
+اگر هیت بشم اونجا، رایحم خیلی غلیظ میشه و همه میفهمن😞
_مهم نیست عزیزکم. مادرت کمکمون میکنه اون میدونه
+اگر اونجا تحریک بشم چی ؟
_نترس عمرم... میایم خونه سریع اگرم نتونستی کنترل کنی عیبی نداره باهم تنهایی میریم تو اتاق ☺️
+باشه آلفا. الان حاضر میشم.
..............................
اونا حاضر شدن
جونگکوک یک کت و شلوار سیاه و مردونه پوشید با موهایی که خیلی جذاب جلوی چشمش بود و عطر تندش واقعا خیره کننده بود.
جیمین هم یک شلوار سیاه و یک بولیز حریر سفید که خیلی نازک بود پوشید و عطر شیرینش رو زد و یکمی برق لب زد و موهاشو خیلی کیوت حالت داد.
..........................
ادامه دارد..................
ببخشید کم بود واقعا خوابم میاد 🙂🙂 فردا صبح جبران میکنم
(^o^) My sweet omega.
.............................
یکمی اسماته اگر دوست ندارید نخونید 🤗!!!
.......
جونگکوک روی جیمین خیمه زد
+آه... آلفا.... م.. من... من زود تحریک میشم.... فقط دو روز مونده به هیتم اهه.... آه....
_ممم میدونم عشقم.... عیبی نداره... موقعی که هیا شدی همهچیز رو فراموش کن... من هستم.
+اهه.... ل.. لباتو... میخوام
"جونگکوک لباشو عمیق کرد تو دهن جیمین
_امگای من. حالا زبونتو بده بیرون...
" جیمین زبونشون خیلی کیوت و در عین حال هات، میده بیرون.
جونگکوک زبون جیمین رو به بازی میگیره و مک میزنه.
+اهه... مم.. ا.. آه... الفااا... اه...
_هیشششش
جونگکوک شروع به لیسیدن نیپل های صورتی و کوچولوی جیمین میکنه.
+.. آ.. اههههه.... امممممم🫦👄 آه
+آلفا م.. من.... من نمیتونم.
_چیشده
+حالم خوب نیست
_عیبی نداره. بیا تو بغلم.... بیا ماساژت بدم خوبه ؟
+ا.. اوهوم.. موچی میخوام.
_عزیزکم بزار برای فردا الان معدت سنگین میشه.
_هق... هق
_امگای من دوباره دل درد میگیری. قول میدم فردا صبح همه رو بخوری خوبه؟
+باشه عیبی نداره 🫂🫂
_شبت بخیر زندگیم
+شبه توهم بخیر آلفای قویه من.
.........................................
پرش زمانی به ظهر، بعد از اینکه جیمین همه ی موچی هاشو خورد.
_جیمین. امشب خونه ی مادرم مهمونی دعوت شدیم.
+اوو. ساعت چند؟
_برای شام عزیزم، ساعت 9
+ا..اما...اما من.. امشب
_میدونم همه کَسَم. میدونم سختته ولی خیلی مهمه. من مراقبتم
+اگر هیت بشم اونجا، رایحم خیلی غلیظ میشه و همه میفهمن😞
_مهم نیست عزیزکم. مادرت کمکمون میکنه اون میدونه
+اگر اونجا تحریک بشم چی ؟
_نترس عمرم... میایم خونه سریع اگرم نتونستی کنترل کنی عیبی نداره باهم تنهایی میریم تو اتاق ☺️
+باشه آلفا. الان حاضر میشم.
..............................
اونا حاضر شدن
جونگکوک یک کت و شلوار سیاه و مردونه پوشید با موهایی که خیلی جذاب جلوی چشمش بود و عطر تندش واقعا خیره کننده بود.
جیمین هم یک شلوار سیاه و یک بولیز حریر سفید که خیلی نازک بود پوشید و عطر شیرینش رو زد و یکمی برق لب زد و موهاشو خیلی کیوت حالت داد.
..........................
ادامه دارد..................
ببخشید کم بود واقعا خوابم میاد 🙂🙂 فردا صبح جبران میکنم
- ۲۹
- ۱۷ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط