{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایینو میبینی چقدر اهسته

وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایینو میبینی چقدر اهسته میرود میفهمی پیر شده است .. وقتی صورتش را اصلاح میکند و دستش میلرزد میفهمی پیر شده است .. وقتی بعد از غذا یک مشت دارو میخورد ؛می فهمی چقدر درد دارد اما هیچ نمیگویی .. و وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو است دلت میخواهد بمیری .. ( کپی کنید به افتخار باباهاتون ) 
دیدگاه ها (۱)

مسئولي....

من ميگم خيلي لوسي

زيبا

مرا که هیچ مقصدی به نامم.. و هیچ چشمی در انتظارم نیست را! . ...

_ «کای عزیزم. از روزی که رفتی شب های زیادی را بدون تو و گرما...

خنده ی ممنوعه.

وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایینو میبینی چقدر اهسته میر...

وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایینو میبینی چقدر اهسته میر...

وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایینو میبینی چقدر اهسته میر...

وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایینو میبینی چقدر اهسته میر...

وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایینو میبینی چقدر آهسته میر...

وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته می...

وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته می...

وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط