{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوم راهنمایی یه معلم ریاضی داشتیم تیکه کلامش این بود « خد

دوم راهنمایی یه معلم ریاضی داشتیم تیکه کلامش این بود « خدا رو چه دیدی شاید شد »
یادم میاد همون سال یکی از بچه ها تصادف کرد و دیگه نتونست راه بره ...
دیگه مدرسه هم نیومد!
فقط یه بار اومد واسه خداحافظی که شبیه مراسم عزاداری بود،همه گریه می کردیم و حالمون خراب بود!
گریمون وقتی شروع شد که گفت به درک که نمیتونم راه برم،فقط از این ناراحتم که نمیتونم بازیگر بشم ...
آخه عشق سینما بود،سینما پارادیزو رو صد بار دیده بود!سی دی تایتانیک رو اون برای همه ی ما آورده بود ...
معلم ریاضی مون وقتی حال ما رو دید اون تیکه کلام معروفش رو به اون رفیقمون گفت ... « خدا رو چه دیدی شاید شد »
وقتی این رو گفت همه ی ما عصبی شدیم چون بیشتر شبیه یه دلداری مزخرف بود برای کسی که هیچ امیدی برای رسیدن به آرزوش نداره ...
امشب تو پیج رفیقم دیدم که برای نقش اول یه فیلم با موضوع معلولیت انتخاب شده و قرارداد بسته ...
مثل همون روز تو مدرسه گریم گرفت!
فکر می کنی رسیدن به آرزوت محاله؟
« خدا رو چه دیدی شاید شد »😊
🄱🄰🄷🄰🅁
دیدگاه ها (۶)

بعضی ﺭﻭﺯﻫﺎ ...ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎﺳﺖ،ﺩﻟﺖ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻨﺸﯿﻨﯽ ﯾﮏ ﮔﻮﺷﻪ ﻭ ﺳﺮ...

روزی به شخصی گفتند:که چگونه زندگی خودت را آرام و بدون جنجال ...

مادرم همیشه میگفت:عشق واقعی حتی صورتتو زیباتر میکنه ...دعامی...

گوهر خانم همسایمون،زن خوبی بود ...از صبح تا دم دمای غروب میش...

آره اوسیام تو یه اتاق 😂لینا رو خیلی دوس دارم چیزی که وسط کلا...

وقتی که ما از این دنیا میریمبه خدا میگیم: خدایا کاش قبلشیه خ...

یکی از عکسای چاچر رو پیدا کردم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط