بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت دوم :
پس حضرت فاطمه علیهاالسلام می دانستند که این دشمنان با حمایت مردم عوام، یا به جسد ایشان اهانت خواهند نمود مانند آن رفتاری که با ابدان مبارک امام حسن و امام حسین علیهما السلام کردند، و یا مصادره به مطلوب مینمایند. بدن را تشییع و به خاک می سپردند، مجلس عزا هم می گرفتند، تا آن چه در زمان حیات کردند فراموش شود و حق تا آخر الزمان، دفن و پنهان گردد!
حکومت و مردم، ازیک سو گمان می کردند که بدن مطهر ایشان در بقیع دفن شده است، و از سویی دیگر گمان می کردند که دیگر شمشیر امیر المؤمنین علیه السلام زنگ زده است و خودش ناتوان و گوشهگیر شده است! لذا به بقیع ریختند و گفتند: خاک بقیع را آن قدر زیر و رو میکنیم تا مزار دختر رسول خدا (ص) را بیابیم، جنازه را بیرون میکشیم، خودمان از اول غسل و کفن مینماییم و دفن میکنیم! چرا که نه تنها تمامی طرحها و توطئههایشان با این وصیت و عمل به آن خنثی شده بود، بلکه این دفن پنهانی در نیمه شب، پیامهای آشکار و پنهان بسیاری برای مردم آن زمان و سایرین در طول زمان داشته و دارد.
امیرالمؤمنین علیه السلام از قصد تخریب بقیع با خبر شدند، لباس زرد رزم خود را پوشیدند، شمشیر را بر داشتند و به بقیع آمدند. ابوبکر، عمر و بسیاری از مردم نیز آمده بودند که با 40 قبر جدید مواجه شدند و می خواستند همه را بشکافند!
حضرت، در حالی که برافروخته شده بودند،به آنها گفتند مضمون: اگر نوک تیشهای به زمین بخورد و از این قبرها یک سنگ جا به جا شود؛شمشیر را بر شما مسلط خواهم کرد همه شما را خواهم کُشت.
بسیاری از بقیع بیرون رفتند، اما عمر فرصت همراهی مردم و تنهایی علی (ع) را مناسب دید و جلو آمد و فریاد برآورد: یا اباالحسن، تو را چه شده؟ به خدا قسم که قبرش را نبش می کنیم و بر بدن او نمازمیخوانیم! امیرالمؤمنین، یقه او را گرفت و به زمین کوبید، و فرمود: حق خودم را رها کردم، از ترس این که مردم از دین برگردند، اما قبر فاطمه هرگز! قسم به آن که جان علی به دست اوست، اگر یک سنگ در بقیع جا به جا شود، زمین را از خون شما سیراب میکنم. اکنون اگر میخواهی اقدام کن، من اگر شمشیر بکشم، آن را غلاف نمی کنم، مگر با گرفتن جان تو.
عمر بر زمین افتاده بود و علی بالای سرش آماده بود و کار به جایی رسید که ابوبکر وساطت کرد و گفت: یا اباالحسن، به حق رسول الله و فاطمه، از او دست بردار و ما قول میدهیم آن چه تو را خوش نیاید، انجام ندهیم.(ادامه دارد...)
پاسخ قسمت دوم :
پس حضرت فاطمه علیهاالسلام می دانستند که این دشمنان با حمایت مردم عوام، یا به جسد ایشان اهانت خواهند نمود مانند آن رفتاری که با ابدان مبارک امام حسن و امام حسین علیهما السلام کردند، و یا مصادره به مطلوب مینمایند. بدن را تشییع و به خاک می سپردند، مجلس عزا هم می گرفتند، تا آن چه در زمان حیات کردند فراموش شود و حق تا آخر الزمان، دفن و پنهان گردد!
حکومت و مردم، ازیک سو گمان می کردند که بدن مطهر ایشان در بقیع دفن شده است، و از سویی دیگر گمان می کردند که دیگر شمشیر امیر المؤمنین علیه السلام زنگ زده است و خودش ناتوان و گوشهگیر شده است! لذا به بقیع ریختند و گفتند: خاک بقیع را آن قدر زیر و رو میکنیم تا مزار دختر رسول خدا (ص) را بیابیم، جنازه را بیرون میکشیم، خودمان از اول غسل و کفن مینماییم و دفن میکنیم! چرا که نه تنها تمامی طرحها و توطئههایشان با این وصیت و عمل به آن خنثی شده بود، بلکه این دفن پنهانی در نیمه شب، پیامهای آشکار و پنهان بسیاری برای مردم آن زمان و سایرین در طول زمان داشته و دارد.
امیرالمؤمنین علیه السلام از قصد تخریب بقیع با خبر شدند، لباس زرد رزم خود را پوشیدند، شمشیر را بر داشتند و به بقیع آمدند. ابوبکر، عمر و بسیاری از مردم نیز آمده بودند که با 40 قبر جدید مواجه شدند و می خواستند همه را بشکافند!
حضرت، در حالی که برافروخته شده بودند،به آنها گفتند مضمون: اگر نوک تیشهای به زمین بخورد و از این قبرها یک سنگ جا به جا شود؛شمشیر را بر شما مسلط خواهم کرد همه شما را خواهم کُشت.
بسیاری از بقیع بیرون رفتند، اما عمر فرصت همراهی مردم و تنهایی علی (ع) را مناسب دید و جلو آمد و فریاد برآورد: یا اباالحسن، تو را چه شده؟ به خدا قسم که قبرش را نبش می کنیم و بر بدن او نمازمیخوانیم! امیرالمؤمنین، یقه او را گرفت و به زمین کوبید، و فرمود: حق خودم را رها کردم، از ترس این که مردم از دین برگردند، اما قبر فاطمه هرگز! قسم به آن که جان علی به دست اوست، اگر یک سنگ در بقیع جا به جا شود، زمین را از خون شما سیراب میکنم. اکنون اگر میخواهی اقدام کن، من اگر شمشیر بکشم، آن را غلاف نمی کنم، مگر با گرفتن جان تو.
عمر بر زمین افتاده بود و علی بالای سرش آماده بود و کار به جایی رسید که ابوبکر وساطت کرد و گفت: یا اباالحسن، به حق رسول الله و فاطمه، از او دست بردار و ما قول میدهیم آن چه تو را خوش نیاید، انجام ندهیم.(ادامه دارد...)
- ۵.۲k
- ۰۲ آذر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط