{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نقش آغوشت ڪشیدم

نقش آغوشت ڪشیدم
اتفاق افتاد عشق

بوسه های داغ چیدم
اتفاق افتاد عشق

هر چه از زلفِ پریشانت
پریشان تر شدم

چون به چشم تو رسیدم
اتفاق افتاد عشق

‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۵)

ِِٰحیاِ َٰرَاِ ِٰکهَ ََٰنِفَهِمِیِ ِ،،َ،!َ! چِاِدَرَ سَیاَهَ...

مـــراقبــــــ ...مـــرگـــــ هـاے خـامــوش بـاشیــدگــاهــے...

دل ســـــــــاده داشتن تاوان داردهر روز باید بدوزی زخم هایت ...

💔 ♠ ️کاش بـودی تا دلم تنها نبود💔 ♠ ️تا اسـیـر غـصـه فردا نـب...

دست کوتاه من و دامن آن سرو بلند؟سایهٔ سوخته‌دل! این طمع خام ...

ڪارے ڪہ چشم‌هاے توبا شعر ڪردیڪ اتفاق سادہ نبود ...توآرام پای...

جهنم آغوش تو، گناه بوسه‌های تو...بهشتی‌ست که در برابرش زانو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط