{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سال‌های زیادی از پاییز نوشته بودم

سال‌های زیادی از پاییز نوشته بودم
روزگار خزان شده‌ی یک زن، قصه‌ی در باران رفتن تو
و دلی که از بس ابری بود مسافر غریبانه‌ی کوچه‌های تنهایی می‌شد.
روزگاری طولانی از برگ‌ریزان نوشته بودم از نگاه پاییزی‌ات عزیز سفر کرده من و نگاه پاییزیم که بعد از رفتنت از پنجره‌ای که به هوایت باز مانده بود.
تو دیگر باز نخواهی گشت و تمام این سال‌ها این پاییز بوده که با خزان شدنم همرنگ شده، با فاش کردن رازهایم عریان شده و با باریدنم بی‌تابانه باریده...
می بینی از وقتی تو نیستی پاییز از روزهای اول مهر
چه سرد و غمگینند
می‌بینی تمام این سال‌های نبودنت چه پاییزی هایی گذشته؟
دیدگاه ها (۳۱)

مینویسم برای تویِ از دست رفتهمینویسم که بخوانی و بدانی،از زم...

روزها گذشت ، هفته ها گذشت ، ماه ها گذشت ، سال ها را می شمار...

میان تمام نداشتن هایت، روز شمار من به تولدت رسیدتنها عدد ثبت...

قسمت نشد که لحظه غمگین رفتنتبا اشک هایم مسیر تو را شستشو کنم...

طبیعت

موسیقی

نزدیک پاییز است

💙چقدر هوسِ پاییز کرده‌ام!چقدر دلم خیابان‌های نارنجی می‌خواهد...

«می‌گویند پاییز فصل عاشقی است؛ فصلِ دل‌سپردن‌های بی‌‌هوا و ق...

عاشقانه های شبنم

📚 علیرضا بدیع 🎤 استاد رشید کاکاوند 📃پاییز می رسد که مرا مبتل...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

« میگـم......پاییزجـآن🍁🍂این‌ دفع ڪہ دارے مـی‌آیـی، ڪمـی مهر...

🟠 #پاییز آرام #آرام از #راه می رسد🟢 با #عطر باران و #رقص برگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط