{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم چای می خواهد

دلم چای می خواهد

دلم تنگ شده برای روزهایی که گذشت

روزهایی که نارنج بود

حافظ بود

روزهایی که دلم عاشقی را دوست داشت

عاشق می شد

بچه می شدم

می خندیدم گریه می کردم از ته دل

روح جاری بود در سلول سلول ِ بدنم

پنجره ی اتاق را باز می کردم

موسیقی کلاسیک گوش می دادم

دلم تنگ شده برای آن وقت ها که

با شنیدن یک بیت شعر دلم پر می

کشید

چشمانم برق می زد

نگاهم گرم بود

شاید دلم!!!!!!!
دیدگاه ها (۹)

حالا که عاشقانه هایمانکوههای ست که به هم نمی رسندمندر گله ی ...

تِکان دَهَندھ تَرین دَرد قَرن خواهَد شُد اَگر کَمی بِنویسَم ...

هیاهوی ذهنم تمام لطافت عشق را دگرگون می کندروز به روز درونم...

این روزها ساکتمآنقدر آرام کهدلشوره را در نگاه مادرم چند برا...

پارت سهپشت در، کسی منتظرم بودبدنم خشک شده بود.جرئت نفس کشیدن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط