{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صدایش درد میکرد

صدایش درد میکرد
چون صدایش میکردم
جان به لرزه می افتاد
در لبهایش

#امیرعلی_قربانی


https://t.me/chekamehaibaran
دیدگاه ها (۲۸)

تماشاگه رازنگاه نهفته در چشمهایش #امیرعلی_قربانی

اه ای زوال دردبه دور رفته از مرگبه خواب کدامین گناه اسوده ای...

جمعه ی که اینجوری نباشه شنبه 14فروردینه😔 😔

و بهاری که در زمستان اتفاق افتادیخ و برفدی و سرماطبیعت خشن ت...

پارت دو: جنگ، بی رحم و خسته کننده، ماه هابودکه پاریس واطرافش...

✍🏻عاشقے درد قشنگیست، دوایش نڪنیدعشق در دل اگر افتاد، رهایش ن...

یه تک پارتی از سونگمین نوشتم ...درخواستی بود ولی خب خیلی آرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط