صدایش درد میکرد

صدایش درد میکرد
چون صدایش میکردم
جان به لرزه می افتاد
در لبهایش

#امیرعلی_قربانی


https://t.me/chekamehaibaran
دیدگاه ها (۲۸)

خواهرام سایه جون طاهره جان هدیه جان فاطمه جان همه خواهرام کا...

از عصر کاهگلیتا بوی اب و گلاز افتادن صدای نارنج در دل ارام ح...

.....گی و از پیج و رفتارش میشه فهمید که حتی دوستاش میترسن با...

« داستان ما به پایان نرسید اما بدون که تو تمام لحظه هایی که ...

دیو و دلبر پارت ۳ #به زبان نویسندهدخترک روی تخت بود روی تخت ...

part58. . کنار تخت یونجون نشسته بود و دستاشو گرفته بود و پیش...

پارت نهم صبح ویو جونگکوک: اووف چقدر بدنم درد میکنه هنوز خواب...

محبوب من خیالتان در میان روزهایم ریشه دوانده و هر روز بزرگتر...

از آن جایی که خدا نمی توانست در همه جا حاضر باشد مادران...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑦ زیبایی برایم معنایِ واحدی ندا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط