{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در دشت دلم میگشت

در دشت دلم میگشت
پاره شده زنجیرش
این دیوانه دل بازم
شده تنهای تقدیرش
یکبار تو را دید و
یکبار تپید قلبش
با دلی گرسنه رفت و
با دلی عاشق برگشت

| از وقتی تو رو دیده دلم زوزه می‌کشد
دیگر رد طعمه ای را بو نمی کشد |

#آیهان
#سعیدعادلی
#پوریاحیدری
دیدگاه ها (۲)

اونـ همه |خـاطـرهـ|چه جوریــ از یادتـ رفتهـ؟

بعضی شب ها تمام نمی شوندطول می کشند و طول می کشند و نمی گذرن...

به چِشمـ هایَشـ| نِگاه|ـنَکُنـ حسـودمـ به چشمـ هاییـ که عکسـ...

+ چِشـماتـّ اذیَتِتـ نِمیـ ‍کُنَنـ ؟-نَه+ وَلیـّ پِدر مَنـو ...

سناریو ساسونارو# 🩸«ماه و خورشید: افسانه‌یِ خون و اشک» ☀️فصل ...

#تاج_و_طوفانپارت ۳۶: معدنی که انگار نفس می‌کشیدباران شدیدی م...

پارت ۶شیسویی دمار از روزگار کیلیان دراورد، البته از نظر خودش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط