{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه معصومانه دل دادم چه بی رحمانه دزدیدی

چه معصومانه دل دادم چه بی رحمانه دزدیدی
از این بی رحمی ات ،قلبم ببین هر بار میترسد
شدی بیمار من هر روز و گفتی عاشقم هستی
پرستارت شدم اما دل از بیمار میترسد
تورا هم دوستت دارم ولی دل بستنت سخت است
دل از این عشق بازی ها و این تکرار میترسد
شدم‌مثل همان رودی که بی مقصد روان گشته
دل از این راه ناهموار و بس دشوار میترسد
نشسته مهر تو در سینه ام اما نمیدانم
چرا لرزیدم و دل گفت از این اصرار میترسد
نگو از عاشقی شاعر که امیدی به عشقت نیست
دل از اینکه شود پیش نگاهت خوار میترسد
شود تاجی به سر عشقت و گاهی خنجری باشد
دل از این حس نافرجام و این پیکار میترسد
عجب افسونگری کردی عجب سیمین بری بودی
ولی حسم از این دلداده ی در حال استغفار میترسد.
دیدگاه ها (۴)

ای گل زیبای من بسیار می نازم به تو...عشق من ای بهترین دلدار ...

میشود ماهم تو باشی تا که تصویرت کنم؟میشود عاشق شوم هر لحظه ت...

بر در مکوب، ساکن این خانه رفته استدر خود شکسته بود و به ویرا...

در سینه ات جا کن مرا،دلداده معنا کن مرادیدی که لایق نیستم،آن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط