{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بر در مکوب ساکن این خانه رفته است

بر در مکوب، ساکن این خانه رفته است
در خود شکسته بود و به ویرانه رفته است
از او خبر مگیر که از خود خبر نداشت
نقلِ مکان نمود و به میخانه رفته است
عاشق شدم به سادگی و آبروی من
در پیش هرچه دوست و بیگانه رفته است
دیگر صدای نغمه به گوشت نمی رسد
ای گل بخند، بلبل دیوانه رفته است
لطفا کسی از عشق نگوید برای من
دیگر زمان قصه و افسانه رفته است
دیدگاه ها (۱)

چه معصومانه دل دادم چه بی رحمانه دزدیدیاز این بی رحمی ات ،قل...

ای گل زیبای من بسیار می نازم به تو...عشق من ای بهترین دلدار ...

در سینه ات جا کن مرا،دلداده معنا کن مرادیدی که لایق نیستم،آن...

این شب مهتابےام راباتوقسمت مے ڪنمتاسحربےخوابےام راباتوقسمت م...

داد دهی ساغر و پیمانه رامایه دهی مجلس و میخانه رامست کنی نرگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط