امشبم، آغوشت نیست، اما!
امشبم، آغوشت نیست، اما!
خیالت را به آغوش میکشم
عطر تنت را میبویم؛
نوازش صورتت را
با گونه هایم...... به هیچ نمیدهم..... امشب اینگونه است!
فردا شب و شبهای دگر را چه کنم !!!؟ دلم می گیرد
وقتی ... می نویسم فقط برای تو ... ولی ... همه می خوانند جز تو
میترسم.......! میترسم..... ﺁﻧﻘﺪﺭ ﭘﯿﺶ ﺍﯾﻦ ﻭ ﺁﻥ
ﺍﺯ ﺧﻮﺑﯽ ﻫﺎﯾﺖ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﺮﺩﻩ ام،ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ
ﺳﺮﺍﻏﺖ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ،ﺷﺮﻡ ﺩﺍﺭﻡ
ﺑﮕﻮﯾﻢ............... میخواهد تنهایم بگذارد......دلم_مرگ_میخواهد...
خیالت را به آغوش میکشم
عطر تنت را میبویم؛
نوازش صورتت را
با گونه هایم...... به هیچ نمیدهم..... امشب اینگونه است!
فردا شب و شبهای دگر را چه کنم !!!؟ دلم می گیرد
وقتی ... می نویسم فقط برای تو ... ولی ... همه می خوانند جز تو
میترسم.......! میترسم..... ﺁﻧﻘﺪﺭ ﭘﯿﺶ ﺍﯾﻦ ﻭ ﺁﻥ
ﺍﺯ ﺧﻮﺑﯽ ﻫﺎﯾﺖ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﺮﺩﻩ ام،ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ
ﺳﺮﺍﻏﺖ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ،ﺷﺮﻡ ﺩﺍﺭﻡ
ﺑﮕﻮﯾﻢ............... میخواهد تنهایم بگذارد......دلم_مرگ_میخواهد...
- ۴۷۴
- ۱۵ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط