{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شانه همان شانه است

شانه همان شانه است
گیسو همان گیسو
و آیینه همان آیینه
اما نمی دانم
چرا آن هنگام که مردی
با دست های زمخت اش
گیسوی پریشان زنی را با ظرافت شانه میکند
در آیینه شعری مجسم میشود...

#علی_سلطانی
دیدگاه ها (۱)

بروید ای حریفان ، بکشید یار ما رابه من آورید یکدم ، صنم گریز...

همه شب راه دلم بر خم گیسوی تو بودآه از این راه که باریکتر از...

اینجا خیلیها؛ سخت معجزه می خواهند !و تو انگار معجزه هایت را ...

احتمالن تو بهشت وقتی دلت واسش تنگ میشه به ثانیه نکشیده مسیج ...

🌱🍒كلافه خسته و تنها در اين شبهاى  تكرارىاز اين پهلو به آن په...

چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنوندلم را دوزخی سازد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط