{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همه شب راه دلم بر خم گیسوی تو بود

همه شب راه دلم بر خم گیسوی تو بود

آه از این راه که باریکتر از موی تو بود

#فروغ_بسطامی
دیدگاه ها (۱)

به نسیم کویت ای گلبه شمیم بویت ای گلدر سینه داغی دارماز لاله...

تو دنیایی که کتاب هست، فقط بی‌سوادها حق دارن از بی‌حوصلگی و ...

بروید ای حریفان ، بکشید یار ما رابه من آورید یکدم ، صنم گریز...

شانه همان شانه استگیسو همان گیسوو آیینه همان آیینهاما نمی دا...

شَب در خم گیسوی تو عابر می شد،با هر نفست بهار ظاهر می شد! ای...

به این فراز کتاب رسیده‌ام،نیمه شب است فقط می‌گوییم آه عزیز م...

دلبری دلربا، عشق منی ای آقا، ای شَه بی‌سر به دلم عشق تو روی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط