صبح که میشود
صبح که میشود
یادم باشد در آینه آسمان بنگرم
به دریاهایِ اطراف سری بزنم
نگاهِ بیشههایِ زیبا را
به کلبهیِ خورشید راهی کنم
قدری از گندمزارهایِ این حوالی عطرِ خوش نان را ببویم
و دستِ آفتاب را بگیرم، برویم با هم کوچه کوچه،
پنجرهها را بیدار کنیم
مبادا زندگی خواب بماند
❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤
یادم باشد در آینه آسمان بنگرم
به دریاهایِ اطراف سری بزنم
نگاهِ بیشههایِ زیبا را
به کلبهیِ خورشید راهی کنم
قدری از گندمزارهایِ این حوالی عطرِ خوش نان را ببویم
و دستِ آفتاب را بگیرم، برویم با هم کوچه کوچه،
پنجرهها را بیدار کنیم
مبادا زندگی خواب بماند
❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤
- ۳.۶k
- ۱۹ بهمن ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط