{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تکنگاریهایی به قلم زنان ایرانی از روزهای پس از شهادت

🔰 تک‌نگاری‌هایی به قلم زنان ایرانی از روزهای پس از شهادت #آقاجان ما، شهید سیدعلی خامنه‌ای و دفاع مقدس ملت ایران در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی؛ اسفند ۱۴۰۴

🔻 تو چشم‌های قشنگی داری آوین. از آن چشم‌هایی که حرف می‌زنند، زبان چشم تو را فهمیدن کار سختی‌ست. آدم بلد می‌خواهد. میانِ تخمِ چشم‌های تو، چه حسی موج زده دخترک؟

🔻شک ندارم روزی که از قابِ تلویزیون خبرِ شهادت رهبرمان را شنیده‌ای، کاسه‌ی چشم‌های دل‌فریبت پر از اشک شده، مروارید‌ها چکیده بر گونه‌های چون برگِ گلت و به دامنِ مادرت پناه برده‌ای. حق داری، حق داشتی! تمامِ قلب‌های پاک، تمامِ فطرت‌های دست‌نخورده، از شنیدن خبر رفتن رهبرمان آشوب شدند اما تو، فقط دخترکی هشت یا ده ساله با قلبی بلوری نبودی، تو صفتی داشتی که داشتنش برای بعضی‌ها آرزوست؛ «معرفت» ویژگی خاصِ تو بود.

🔻 غم که به قلبت خنج کشید، کاغذ و قلم برداشتی تا برای رهبرِ شهیدت چیزکی بنویسی. شاید می‌خواستی برای شبکه پویا ارسالش کنی، یا بفرستی به گروه‌ همکلاسی‌ها در شاد، هر چه بود غمت را روی کاغذ آوردی. با ذهن معصومِ کودکانه‌ات از خدا خواستی رهبرمان را پیش خودش سالم نگه‌ دارد. گردآفرید وجودت گردن کشید و نوشتی که می‌خواهی آمریکا و اسرائیل را شکست دهی. پری غمگینِ سینه‌ات اشک ریخت و نوشتی «رهبر من ناراحتم که شما شهید شدی» همه‌ی این‌ها شبیه حرف‌های دختری هم‌سن‌و‌سال توست، اما... اما...یکی از خط‌های نامه‌ات برایم قابلِ فهم نیست، هر چه سعی می‌کنم نمی‌توانم درکش کنم، آنجا که قلم را بر کاغذ چرخاندی و نوشتی: «رهبرجونم من هم دوست دارم مثل شما شهید شم!»

🔻 من بچه‌‌های دهه نودی را خوب می‌شناسم. آن‌ها از هیچکس دستور نمی‌گیرند، طوطی‌وار حرف دیگری را تکرار نمی‌کنند، آنقدر مستقلند که اجازه نمی‌دهند رنگ لباسشان را کسی تعیین کند. بگو بدانم آن لحظه که آرزوی شهادت کردی، می‌دانستی شهید شدن یعنی چه؟ چه در سرت گذشت؟ چه حسی در قلبت شعله کشید؟ مرغ آمین در راه بود حتما! صدایت را شنید آوین! دید زمین برای دخترِ بامعرفتی مثل تو کوچک است. حالا تو در بهشت، شانه‌به‌شانه‌ی دخترهای مینابی، چادر سفیدی بر سر داری و پشتِ رهبر شهید نماز می‌خوانی. نمازی شیرین‌تر از نمازِ جشن فرشته‌ها که هربار در قاب تلویزیون تماشایش کردی، بی‌اراده لبخند زدی.

🔻 راستی اگر رهبرِ شهیدمان دست بالا برد و نامت را صدا زد تا نزدیک‌تر بروی؛ وقتی چشم‌های قشنگت پر شد از اشکِ شوق باز هم بامعرفت باش و سلام ما را به او برسان که خیلی دلتنگیم!
دیدگاه ها (۰)

این فیلم چند سال پیش یه فیلم عادی بود 🕊😭😭😭🇮🇷#شهدا#رهبر_شهید ...

چند روز پیش در واکنش به تعیین جایزه ۱۰ میلیون دلاری آمریکا ب...

تو پشت لانچر بشین؛تو موشک هارو هدف بگیر؛تو با زبان دیپلماسی ...

هنوز باور نمی کنم نبودنت را؟حرف های حکیمانه و آرامش بخشت راه...

پارت ویژه 🎉ات با لحن شیطون : جوجه بیا اینجا کارت دارمجیمین ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط