{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من مست لبهاے توام

من مست لبهاے توام
طعم لبت جانانہ است
با اینڪہ در آغوشمے
بوسیدنت افسانہ است
دیدگاه ها (۲)

پیشانی ات رابه پیشانی ام بچسبانو در چشم هایم خیره شوخسته ام ...

هیچ کس مُتوجه نمی شودکه برخی از افراد چه عذابی را تحمل می کن...

تو که باشی حیف و میل نمی شودحتی هوادر حوالی من

مست چشمانت شدم ، میخانه ها را بی خیالتا دلم خالیست ، مهمان خ...

افسانه ی خون و گل قسمت ۱۹: سکوتِ خونین و سپیده‌دم بیرون از ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط