{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسܩـتـ بیست دوم،رمان:جنگ‌عشقـᩚ݂ـ݂݃͠ـ✧

قسܩـتـ بیست دوم،رمان:جنگ‌عشقـᩚ݂ـ݂݃͠ـ✧
موقعیت خونه خانم کیم
خانم کیم: رومیا حالت بهتر شد
رومیا :آره مامان
خانم کیم :دیشب خوب خوابیدی
جنی :مامان شب اول عروسی رو نباید پرسید
رومیا :ببندددد
رومآ :همون که رومیا گفت
جنی :باشه بابا
رومیا :آره مامان از تو ماشین خوابم برد
سوک :نه نخوابید که..
راوی: رومیا دهن سوک رو گرفت
رومیا: چرا خیلی هم راحت خوابیدم
خانم کیم :چیزی شده سوک
سوک :هیچی تا بخوابه مخ منو خورد
جنی :خورد
خانم کیم :اع بس کن جنی
جنی: چشششمم
خانم کیم :چی گفتی سوک یعنی چی
سوک: یعنی کلی فحشم داد
رومآ :باز شما وضع تون خوب بوده
جنی: وضع شما بد بود (حالم حاله جنیه)
رومآ :نخیر دیشب به خونه ما گربه ها حمله کرده بودن
اون :آره والا رفتیم تو پنج تا گربه بود
رومآ :آره پنجره ها هم باز بود
خانم کیم :وای چیزی تو خونه نبود
رومآ: نه مامان نبود
دیدگاه ها (۱)

قسܩـتـ بیست سوم،رمان:جنگ‌عشقـᩚ݂ـ݂݃͠ـ✧{موقعیت خونه خانم کیم}[...

امروز تولد- نه چیزه دیروز تولد یه فرشته بدون بال بود🐇 به اسم...

میشه یه لحظه تا آخر بخونی فرشته🦢؟خوب خوب فرشته های زیبام پیج...

قسܩـتـ بیست ویکم،رمان:جنگ‌عشقـᩚ݂ـ݂݃͠ـ✧خانم :کیم پس از امشب ب...

قسܩـتـ دوازهم،رمان:جنگ‌عشقـᩚ݂ـ݂݃͠ـ✧{موقعیت خونه خانواده کیم}...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط