از همین فاصله ی دور صدایت کردم

از همین فاصله ی دور صدایت کردم
ای که غافل ز منی_باز هوایت کردم

خون دلها که ز دست تو ستمگر خوردم
چه بسا شِکوه که از جور و جفایت کردم
دیدگاه ها (۱)

با اجازه غزلی تازه فدایت کردمبر سر سجده نه در شعر دعایت كردم...

تو ای آرام جان من ، مرا تو برتر از جانیچو خون بر رگ شدی جاری...

تولدت مبارک، ستاره‌ی بی‌بدیلِ قلب‌های ما! تو کسی هستی که به ...

گرچه همچون آرزو دمساز دلها  بوده ام در جهان تا  بوده ام تنها...

عاشقانه های شبنم

.      شب بود و ماه بود و خیابان و..کاش تو      باران و ...

فراتر از خویش

ای پری سیما بیا ، ای خوشتر از رویا بیاای عبادتگاه عشق و آرزو...

از همان روزی که کردی رخنه در جان و تنمدل به تو بستم شدی لیلی...

«تولدت مبارک عزیزترینم. دلم می‌خواست امروز به جای نوشتن این ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط