{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از همین فاصله ی دور صدایت کردم

از همین فاصله ی دور صدایت کردم
ای که غافل ز منی_باز هوایت کردم

خون دلها که ز دست تو ستمگر خوردم
چه بسا شِکوه که از جور و جفایت کردم
دیدگاه ها (۱)

‌‌‌درگیر خیالت شده بودم ، ولی افسوسآن عشق محالت شده بودم ، و...

‌‌با تحسّر ، با تحمّل زندگانی می کنمبا دل پیرم هر از گاهی جو...

خواهم ای مه تا که باشی تا سحر مهمان منبوسه هایت را بنوشان بر...

قسم‌ بر ناوک چشمت که خون از دیده می ریزم بجای خالی ات سوگند ...

غمِ  تنهایی  عذاب  است  به یادت  چه کنم دلِ  سر گشته ىِ من  ...

من‌دورم‌ ازت‌ اماا ز دور روزی‌ هزاربارقربونت‌ میرمیعنی‌ هیچ‌...

My professor Part:62با شنیدن حرفم سر جاش وایساد ... صورتشو ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط