{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با موی پریشان شده آنقدر که نازی

با موی پریشان شده آنقدر که نازی

در حفظ مسلمانی من مساله سازی !


با دیدن تو قبله نمایم به خطا رفت

دیگر نگرانم که بت از کعبه بسازی


قدیسه من لمس تنت پنجره فولاد

بیمارم و ناچار به این دست درازی


هر طور نگاهت بکنم قابل عرضی

حالا منم و وحشت تقسیم اراضی


یک شهر به دنبال تو افتاده به والله

بیچاره شدم در صف صدها متقاضی


آغوش تو خشخاش و لبت الکل

آماده شدم کار دلم را تو بسازی



من کودک سرتق که شدم سر به هوای

عشق تو که سر می شکند آخر بازی
دیدگاه ها (۲)

هر دل که به دریای تو زد رو به زوال استمرداب تو پایان هر احسا...

دلم کمی خواب میخواهد از جنس مرگ... گلویم کمی نفس میخواهد از ...

رو به روی پنجره دیوار باشد بهتر استبین ما این فاصله "بسیار" ...

چیست در فلسفه عشق که دور از درک است ؟یک نظر دیدن و یک عمر به...

با موی پریشان شده آنقدر که نازیدر حفظ مسلمانی من مساله سازی ...

با موی پریشان شده آنقدر که نازیدر حفظ مسلمانی من مساله سازی ...

با موی پریشان شده آنقدر که نازیدر حفظ مسلمانی من مساله سازی ...

با موی پریشان شده آنقدر که نازیدر حفظ مسلمانی من مساله سازی ...

با موی پریشان شده آنقدر که نازیدر حفظ مسلمانی من مساله سازی ...

با موی پریشان شده آنقدر ک نازیدر حفظ مسلمانی من مسأله سازیبا...

با موی پریشان شده آنقدر که نازیدر حفظ مسلمانی من مساله سازی!...

با موی پریشان شده آنقدر که نازیدر حفظ مسلمانی من مساله سازی ...

هر طور نگاهت بکنم قابل عرضیحالا منم و وحشت تقسیم اراضییک شهر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط