{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ترا ندیده ام ولی ندیده دوست دارمت

ترا ندیده ام ولی ندیده دوست دارمت
به دست گرم عاشقی دوباره می سپارمت

غزل تویی غزال من ، ستاره ی شمال من
همیشه تا همیشه ها به دیده می گذارمت

بهار دربهار من، امید ماندگار من
به دفتر سپید دل همیشه می نگارمت

بیا به چشم باغ من، به باور سراغ من
که لحظه لحظه در دلم چو عشق می فشارمت

قسم به نام هر چه او ،به میل حس گفتگو
که دانه دانه مثل مو ، چو شانه می شمارمت

پرنده ی زمین من ، همیشه نازنین من
ترا ندیده ام ولی ندیده دوست دارمت
از کانال من در تلگرام بازدید بفرمائید*
https://t.me/monlightyy/AAAAADwlabGn5JpFx5ds8A
دیدگاه ها (۳)

بغلم کن که کمی ساکت وآرام شوم در خیالی که گرفتار تو شد دام ش...

چشم مےبندم خودم را لحظہ‌ای گم مےڪنمدست و آغوش «تو» را عالے ت...

می شود یارا مرا یک بوسه مهمانم کنی ؟من گنه کارم مرا در سینه ...

روز اول دو بغل دسته گل زرد آوردچه بلایی که سرم آن گل نامرد آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط