{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو خبر نداشتی

تو خبر نداشتی
مخفیانه به شهر آمدم
تمام نشانه‌های تو را بوسیدم
جای پاهایت گل‌های سوخته گذاشتم
شمعی کنار اتاقت روشن کردم
و به ابدیت برگشتم

تو از این سفرها خبر نداری


- محمود درویش -😍 😍
دیدگاه ها (۱)

گاهی که معین نیستمثل یک پیچک خودمانی از پنجره می‌آییو جای شع...

تو رفته‌ایو بحران نوشیدن چای بی‌تو در این خانهمهم‌ترین بحران...

روزگاری عاشق دختر جنگلبان بودافرای نرسعی کرد پایش به خانهء آ...

چه خوش لحظه هایی که دزدانه از همنگاهی ربودیم و رازی نهفتیمچه...

بیست گزاره عاشقانه میان دو همسر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط