وقتی

وقتی.....

به سمت خونه هان حرکت کردم امروز تولدش بود میخواستم سوپرایزش کنم حدودا ۱ ماهی میشد که باهم توی رابطه بودیم خان بیشتر موقعه هارو پیش من بود میتونستم بگم بهترین لحظه هارو باهم تجربه کردیم
ویو رسیدن ا.ت به خونه هان:
ویو ا.ت:
از ماشین پیاده شدم کیک‌ و کادویی که گرفتم رو برداشتم میدونستم هان از ساعت ورساچه خیلی خوشش میاد منم براش یه ساعت ورساچه سیاه و طلایی گرفتم امیدوارم خوشش بیاد به سمت در حرکت کردم که در و زدم که هان باز کرد همینکه در و باز کرد پریدم بغلش
هان:ا.تم چرا نگفتی میای
ا.ت:ناراحتی از اومدنم
هان:مگه میشه از دیدن بیبیم ناراحت باشم با تو
ا.ت:راستی برات کیک‌ گرفتم برای تولدت
هان:وایی مرسی عزیزم
همینطور که داشتیم داخل می‌رفتیم که هان گفت
هان:چه کاری بود آخه
اوت:انجام وظیفه
بعد این حرفم دوتایی خندیدیم
به سمت داخل رفتیم که روی مبل نشستم که هان اومد پیشم
ا.ت:راستی برات کادو گرفتم
هان:واقعا
ا.ت:آره همونه که دوسش داری
هان:وایسا ببینم کسی که دوسش دارم روبه رومه قراره توی بسته چی باشه
ا.ت:باشه حالا نمک نریز کادوتو باز کن
ویو بعد از چند ساعت:
هان:ا.ت نظرت چیه که یکم مشروب بخوریم
ا.ت:هان میدونی که فردا پرونده مهمی دارم
(ا.ت وکیله و هان رییس بزرگترین شرکت مدلینگ کره)
هان:لطفاً یکم
ا.ت:باشه ولی خیلی کم
هان:خب چی میخوری
ا.ت:شراب گیلاس
هان:اوکی
ویو هان:
من ا.ت رو خیلی دوست. داشتم ولی تازه گیا رقیبام خیلی تهدیدم میکردم و من نمی‌خواستم به ا.ت آسیبی بزنم پس توی قرصش تحریک کننده ریختم که مال خودم بشه و باهام ازدواج کنه اون موقع میتونم بهتر ازش محافضت کنم
به سمت پذیرایی رفتم و کنار ا.ت نشستم.
ویو بعد از خوردن مشروب:(بچه ها هیچکدوم مست نیستم چون فقط یکم شراب خوردن)
هان:ا.ت می‌خوام بهت یه چیزی بگم
ا.ت:بگو
هان:راسطش می‌خوام یه کاری کنم
ا.ت:چه کاری
هان:می‌خوام تورو مال خودم کنم
ا.ت:چی؟؟
هان:,آماده باش
ویو ا.ت:
هان بعد از این حرفش یواش یواش به سمتم اومد که لباشو روی لبام گذاشت و میکنید دقیقا روی دیکش نشسته بودم که همینطور که داشتیم همو میبوسیدیم که هان منو بیشتر به خودش چسبوند که یه گاز عمیق از لبام گرفت که ما به آی سر دادم توی همون حالت که بودیم بدون اینکه بوسه رو قطع کنیم به سمت اتاق می‌رفتیم که توی راه لباس هامون رو در می آوردیم که رفتیم توی اتاق و که هان در و بست و قفل کرد که




دیدید چی شد درو بستن ندیدم بقیشو😁

کسی که این درخواستی رو داده بودی راستش ایده ای واسش نداشتم پس یکم تعقیرش دادم ولی ایده ای هم برای سناریو ندارم(گشادیم میشه)
دیدگاه ها (۸)

وقتی روت غیرتیه انجونگین،هیونجینبعد از متگالا واقعا خسته شده...

ویو ا.ت:بعد از دعوایی که با لینو کردم لینو رفت بیرون واقعا ...

اعضا به عنوان دوست پسرت:بنگچان:یه دوست پسر جنتلمن و خوشتیپ ج...

تک‌پارتی: دوست پسر استاد منآن روز، وقتی نامجون، معلمم، روبرو...

تکپارتی اسمات از تهیونگ و جونگکوک و ا،ت ا،ت ویوسلام من ا،تم ...

هرزه ی حکومتی پارت ۱۰ ا/ت : ...آقای جئون اتاق من کدومه کوک :...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط