تکپارتی
#تکپارتی
#درخواستی
#تهیونگ
POV:وقتی بچتون بدنیا میاد
درحالی که با استرس پشت در اتاق بیمارستان ایستاده بود دستاش شروع به لرزیدن کردن که یکهو صدای گریه ی بچه رو شنید و خیالش راحت شد.
*بعد از 15مین*
دکتر اومد پیشش و گفت هم تو و هم بچه سالمید و میتونه ببینتتون و تو 10 تا 30 دیقه ی دیگه به هوش میای.بعد تشکر و تعظیم با سرعت سمت اتاق رفت و بچه رو از پرستار گرفت،اشک شوق ریخت و موهای کم پشت و ظریف بچش رو نوازش کرد و سر جاش گذاشتش،درحالی که بیهوش بودی دستت رو گرفت....
بعد از چند مین به هوش اومدی و با صدای ضعیفی صداش زدی.
-ته ؟
+بله عزیزم،جانم؟
-بچم،بچمون کجاست.
تهیونگ نوزاد رو بهت داد و بعد سرت رو بوسید، توهم گریت گرفت.
+حیف که پوستش حساسه وگرنه حسابی لپاش رو میچلوندم.
-ایکاش زودتر چشماش رو باز کنه،میخوام چشماش رو ببینم.
+ممنونم ازت ا/ت.تو به من بهترین هدیه ی دنیا رو دادی!پشیمونت نمیکنم...★٭
*نظرررررررررر،بدیننن تو کامنتا*💖💖💖🎀🎀💝💝💝🌷🌷⚘⚘🎆🎇🎇💫⭐💐✨🎆⚘
#درخواستی
#تهیونگ
POV:وقتی بچتون بدنیا میاد
درحالی که با استرس پشت در اتاق بیمارستان ایستاده بود دستاش شروع به لرزیدن کردن که یکهو صدای گریه ی بچه رو شنید و خیالش راحت شد.
*بعد از 15مین*
دکتر اومد پیشش و گفت هم تو و هم بچه سالمید و میتونه ببینتتون و تو 10 تا 30 دیقه ی دیگه به هوش میای.بعد تشکر و تعظیم با سرعت سمت اتاق رفت و بچه رو از پرستار گرفت،اشک شوق ریخت و موهای کم پشت و ظریف بچش رو نوازش کرد و سر جاش گذاشتش،درحالی که بیهوش بودی دستت رو گرفت....
بعد از چند مین به هوش اومدی و با صدای ضعیفی صداش زدی.
-ته ؟
+بله عزیزم،جانم؟
-بچم،بچمون کجاست.
تهیونگ نوزاد رو بهت داد و بعد سرت رو بوسید، توهم گریت گرفت.
+حیف که پوستش حساسه وگرنه حسابی لپاش رو میچلوندم.
-ایکاش زودتر چشماش رو باز کنه،میخوام چشماش رو ببینم.
+ممنونم ازت ا/ت.تو به من بهترین هدیه ی دنیا رو دادی!پشیمونت نمیکنم...★٭
*نظرررررررررر،بدیننن تو کامنتا*💖💖💖🎀🎀💝💝💝🌷🌷⚘⚘🎆🎇🎇💫⭐💐✨🎆⚘
- ۸.۰k
- ۲۴ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط