{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تکپارتی

#تکپارتی
#درخواستی
#هیونجین

POV:وقتی که با هیون دعوات شده و اعضا میخوان آشتیتون بدن اما چون زده تو گوشت تو نمیخوای


در اتاق رو قفل کرده بودی و گریه میکردی،دلت میخواست چشمات رو ببندی و موقع باز کردنشون بفهمی همه اش خواب بوده یا اینکه توهم زده بودی.

هیونجینی که آزارش حتی به یه مورچه هم نمیرسید بهت سیلی زده بود.چیزی که بیشتر از همه عذابت میداد این خیال بود که فکر میکردی دیگه براش بی خاصیت و خسته کننده شدی که زده تو گوشت.
تقه ای به در خورد.

چان:میتونم بیام تو؟

در باز شده و بنگچان،هان،سونگمین و آی ان وارد اتاق شدن.
هان:هی ا/ت تو داری گریه میکنی؟
سونگمین:نه دیگه،داره میخنده!
هان:یااا کیم سونگمین؟بگم لینو بیاد سراغت؟
آی.ان:بسه دیگه!
چان بعد از چشم غره به سونگمین و هان کنارت نشست.
چان:میدونم آسیب دیدی،درواقع قلبت آسیب واقعی رو دیده ولی بیا و آشتی کن،هیونجین هم داره اون یکی اتاق گریه میکنه و از کارش پشیمونه،از خودش حسابی عصبیه.
آی.ان:من و هیونگ هام تضمین میکنیم دیگه همچین اتفاقی نیفته.
-ولی من نمیخوام با اون عوضی آشتی کنم!!*گریه*
یکهو هیونجین وارد اتاق شد معلوم بود اونم گریه کرده.
+ا/ت عزیز و قشنگم منو...منو ببخش!بیا بیا توهم منو بزن شاید راحت شدی.
-از کجا معلوم دیگه تکرار نکنی ها؟؟
چان:بهتره ما دیگه بریم،خدافظ.
اعضا رفتن و صدای سونگمین رو شنیدی که زیر لب میگفت:«خدا بیامرزتت هیونجین!»
-نکنه پای یکی دیگه درمیونه که حتما باید اعضا بیان پیشت تا عذرخواهی کنی؟؟؟
+ا/ت میدونم که عصبی ای برای همین چیزی بهت نمیگم!بنظرت واقعا به من خیانت میاد!!!!
از حرفی که زدی خجالت کشیدی و سرت رو پایین انداختی و دوباره شروع به گریه کردی،دل هیونجین کباب شده بود!کنارت نشست و بغلت کرد و چندساعت بعد وقتی دیدی داره گریه میکنه بخشیدیش.


*ببخشید اگه بد شددد
نظر بدین تو کامنتا*💫⭐💐✨🎆⚘🎇🌷💝🎀💖♥️🎑🎊
دیدگاه ها (۲)

عاشق این اهنگمم

#تکپارتی#درخواستی #تهیونگPOV:وقتی بچتون بدنیا میاددرحالی که ...

#شراب_سرخ Part: ³³چانگ: تو روانی...تهیونگ: میدونم!!(نیشخند)چ...

دوپارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط