{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انتقام خونین

انتقام خونین
پارت۱۰
نه نمیشه من ماف.......
مافیان پس انتقامم چی امکان ندارد نباید چیزی بفهمن نمی‌زارم منو ببخش یونگی
اتمام ویو رومینا
رومینا:ن(وی پرید وسط حرفش)
وی:نمیشه منو رومینا ی چند روزی هست که باهم قرار میزاریم
رومینا مغزش هنگ کرده بودن نمی دونست یعنی چی
که وی رومینا روباخودش برد توی ماشین
رومینا:یعنی چی رعیس الان چی کار کنیم
وی :چیه نکنه می خواستی جون کسی که دوسش داری بخاطرت به خطر بیوفته
رومینا:نه من می خوام حقیقت رو در مورد خودم بگم
وی:یعنی چی دیونه شدی
رومینا:بزودی میفهمی
بهتره بریم داخل نمی دونم الان داخل چخبره
فلش بک داخل خونه
رومینا:دم اتاق یونگی وایساده بودم داشتم گریه می کرد با گریه هایش انگار یه خنجر بزرگ توی قلبم فرو میکردن
فلش بک توی حال
رومینا:نازنین خب تو باید دیگه بریم خونتون
نازنین:ولی الان دیر وقته
رومینا:نگران نباش میرسونمت. بچه ها شما بمونین باهاتون کار دارم
همه جز نازنین:باش
نازنین:انگار من اضافه ام
رومینا:نه نه عزیزم داستان داره بعدش قول میدم به توهم بگم
رومینا نازنین رورسوند خونشون وداشت می اومد که ............................




نوری خورد به صورتش وبوم
فلش بک به بیمارستان
علامت دکتر/
/خانم شما می دونستید............. این رو دارید(بعداً متوجه میشین چیه)
رومینا:امممم............خ..خب ...یجورایی....می دونستم(بغض)
/خانم لطفا سه ماه دیگه ..............‌.........بیاید
رومینا:خانم اول در موردش فکر می کنم و بعدش اگه خواستم بهتون اطلاع میدم
مغز رومینا
من چرا آنقدر بد بختم هاااااااا
فلش بک خونه دم اتاق یونگی
رومینا:یونگی از اون اتاق کوفتی بیا بیرون وگرنه میشکونمش
یونگی اومد بیرون. همه نشستن روی مبل
رومینا:خب من مافیان و اینکه خیلی قدرتمند و من و وی باهم قرار نمیزاریم ومی خواهم انتقام کارایی که باهام کردن رو بگیرم کسی چیزی داره بگه؟؟؟
یونگی:من می خوام کمکت کنم
رومینا:گوش کن من از خدام نیست که مافیام کارهام تموم شده آدم معمولی میشم
کوک :ععع نازنین اینجا چیکار میکنی؟؟؟
نازنین:چرا ....چر.....ا به من نگفتی؟(ناراحت)
رومینا:ها...اون چیه دستت؟؟
نازنین:تو خواستی بری فرانسه؟؟
ویورومینا
نازنین تا اینو گفت فهمیدم از چی باخبر شده رفتم دستش رو گرفتم وبردم توی اتاق
اتمام ویو رومینا
رومینا:هیسسسس ساکت اونا نباید بفهمن
نازنین:اوم چرا به من نگفتییی؟؟(اندکی عصبی)
رومینا:بهت می گم
نازنین:بگو الان همه چیو بگو
رومینا:دکتر گفت که پنج.........
خماریییی😁😁
..........................
......................
.................
...........
......
کامنت۱۰
لایک۷
بازنشر۳
شرطا برسه ادامش رومیزارم
دیدگاه ها (۰)

تهکوککککککککک🤩🤩🤩💫

انتقام خونینپارت9فلش بک چند دقیقه بعد پایینیونگی :هوی جوجه ب...

انتقام خونینپارت۸بیفته که...................یونگی براید استا...

انتقام خونینپارت۳من دیگه اون نمی‌گم میگم رومیناکه یهو..........

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط