Plan A
Plan A
الی: جانم تیلور کاری داشتی
تیلور: الی یادت رفته شب مهمونی دعوتیم پاشوو بریمم پاساژ هیچی لباس ندارمم
الی: وایی یادم رفت پاشوو اماده شو بیام دنبالت با ماشین من بریم
تیلور: اوکیه تا نیم ساعته دیگه اینجا باش
الی: باشه مراقبت کن خداحافظ
تیلور: همچنین خداحافظ
تیلور: بلند شدم لباسمو انتخاب کردم یه لباس مشکی بلند ولی بدن نما با کوت خز برای قفسه سینه ام رفتم جلوی میز ارایش و میکاپ مو کردم موهامو حالت دادم و دورم ریختم رفتم سر گوشی که دیدم الی زنگ زده زنگش زدم
الی: بدو بیا پایینن سه ساعتهه منتظرم دیر شدد
تیلور: باشههه غر نزن اومدمم
کیف مو برداشتم و از درخونه زدم بیرون سوار ماشین الی شدم سلام کردیم اهنگ گذاشتیم و تو بلد لوکیشن و زدیم و حرکت کردیم که توی راه مون یه بوگاتی مشکی دیدیم که سد راهع هرچی بوق زدیم نرفت کنار پیاده شدم من و دیدمم....
ادامه دارد
الی: جانم تیلور کاری داشتی
تیلور: الی یادت رفته شب مهمونی دعوتیم پاشوو بریمم پاساژ هیچی لباس ندارمم
الی: وایی یادم رفت پاشوو اماده شو بیام دنبالت با ماشین من بریم
تیلور: اوکیه تا نیم ساعته دیگه اینجا باش
الی: باشه مراقبت کن خداحافظ
تیلور: همچنین خداحافظ
تیلور: بلند شدم لباسمو انتخاب کردم یه لباس مشکی بلند ولی بدن نما با کوت خز برای قفسه سینه ام رفتم جلوی میز ارایش و میکاپ مو کردم موهامو حالت دادم و دورم ریختم رفتم سر گوشی که دیدم الی زنگ زده زنگش زدم
الی: بدو بیا پایینن سه ساعتهه منتظرم دیر شدد
تیلور: باشههه غر نزن اومدمم
کیف مو برداشتم و از درخونه زدم بیرون سوار ماشین الی شدم سلام کردیم اهنگ گذاشتیم و تو بلد لوکیشن و زدیم و حرکت کردیم که توی راه مون یه بوگاتی مشکی دیدیم که سد راهع هرچی بوق زدیم نرفت کنار پیاده شدم من و دیدمم....
ادامه دارد
- ۱۰.۴k
- ۲۴ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط