part
𝔏𝔬𝔳𝔢𝔩𝔬𝔯𝔫²
part:²
«هفت...»
ا.ت:اینو یادت باشه تو نمیتونی کسی که قبلا خاکستر شده رو از آتیش بترسونی!
«هشت...»
جنی:زیادهروی نکن دختر!بعد دوست پسرت غرشو به ما میزنه که چرا مواظبت نبودیم
ا.ت:امشب شب منه یوهوووو
«نه...»
...:و جایزه بهترین آلبوم سولو میرسد به....البوم Revolution از لی ا.تتتتتتتتت
«ده...»
ا.ت:بیا بریم ترن هوایییییی
تهیونگ:چی..نه نه حالت بد میشه
ا.ت:نترس پسر خوشگله،حواسم هست بیا بریممم
تهیونگ:اروممم!اخ دستممم،اومدم اومدم
----------
«تاریکی این بار از روی زندگی ا.ت به چشمانش سرایط کرد.
تاریکی تنها مونس او بود شاید اگر دیگر رو نمیدید،دردهایش تسکین پیدا میکرد.
آیا کسی نگران ا.ت میشد؟
کسی بدون ا.ت تنها میشد؟
همین سبب رضایت ا.ت از تاریکی چشمانش بود!
او از حقیقت میترسید!
اگر کسی وجود نداشت چی؟»
-------------
«بیمارستان»
پرستار:دکتر...دکتر عجله کنید نبضشون خیلی ضعیفه
دکتر:فورا اتاق عمل و آماده کنید
------------
سرپرست بیمارستان:والدینشون کجا هستن؟
رزیدنت:با کمپانیشون تماس گرفتیم، مادر خانم کیم تو سالن انتظار هستن ولی والدین خانم لی تماس رو پاسخ نمیدن
سرپرست بیمارستان:تا رسیدن منیجرهاشون نزارید هیچ خبرنگاری وارد بشه
----------
پرستار:خانم کیم؟خانم کیم؟دکتر...دکتر...بهوش اومدن
جنی:ا..ا..اخ!
دکتر:خوش برگشتی،حالت خوبه؟جاییت دردمیکنه؟
جنی:ا...ا..ا.ت!
دکتر:....
----------------
خوشگلا اینم پارت جدید حمایتا واقعا کمه اگه حمایتا کم باشه فیک و زود تموم میکنم:)
شرط: ²⁰لایک ²⁵ کامنت ⁸بازنشر
برسونیدش خوشگلا🌚★
-----------------
#تهیونگ #جنی #فیک #سناریو #سناریو_بی_تی_اس #مجنون
part:²
«هفت...»
ا.ت:اینو یادت باشه تو نمیتونی کسی که قبلا خاکستر شده رو از آتیش بترسونی!
«هشت...»
جنی:زیادهروی نکن دختر!بعد دوست پسرت غرشو به ما میزنه که چرا مواظبت نبودیم
ا.ت:امشب شب منه یوهوووو
«نه...»
...:و جایزه بهترین آلبوم سولو میرسد به....البوم Revolution از لی ا.تتتتتتتتت
«ده...»
ا.ت:بیا بریم ترن هوایییییی
تهیونگ:چی..نه نه حالت بد میشه
ا.ت:نترس پسر خوشگله،حواسم هست بیا بریممم
تهیونگ:اروممم!اخ دستممم،اومدم اومدم
----------
«تاریکی این بار از روی زندگی ا.ت به چشمانش سرایط کرد.
تاریکی تنها مونس او بود شاید اگر دیگر رو نمیدید،دردهایش تسکین پیدا میکرد.
آیا کسی نگران ا.ت میشد؟
کسی بدون ا.ت تنها میشد؟
همین سبب رضایت ا.ت از تاریکی چشمانش بود!
او از حقیقت میترسید!
اگر کسی وجود نداشت چی؟»
-------------
«بیمارستان»
پرستار:دکتر...دکتر عجله کنید نبضشون خیلی ضعیفه
دکتر:فورا اتاق عمل و آماده کنید
------------
سرپرست بیمارستان:والدینشون کجا هستن؟
رزیدنت:با کمپانیشون تماس گرفتیم، مادر خانم کیم تو سالن انتظار هستن ولی والدین خانم لی تماس رو پاسخ نمیدن
سرپرست بیمارستان:تا رسیدن منیجرهاشون نزارید هیچ خبرنگاری وارد بشه
----------
پرستار:خانم کیم؟خانم کیم؟دکتر...دکتر...بهوش اومدن
جنی:ا..ا..اخ!
دکتر:خوش برگشتی،حالت خوبه؟جاییت دردمیکنه؟
جنی:ا...ا..ا.ت!
دکتر:....
----------------
خوشگلا اینم پارت جدید حمایتا واقعا کمه اگه حمایتا کم باشه فیک و زود تموم میکنم:)
شرط: ²⁰لایک ²⁵ کامنت ⁸بازنشر
برسونیدش خوشگلا🌚★
-----------------
#تهیونگ #جنی #فیک #سناریو #سناریو_بی_تی_اس #مجنون
- ۲.۹k
- ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط