{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p5

p5
+وایییی اومدیم بهشتتتت *ذوق*
_من همیشه شمارو جاهای خوب خوب میبرم... بیا بریم توی خونه رو نشونت بدم
+بریممم.. وااییی چقدر بزرگ و خوشگلهههه
"سه تا تراس ، دو طبقه ، ۴ خوابه ، دو تا اشپزخونه و قشنگ یه عمارته"
ویو نامجون: همونطوری داشتم به میرا خونه رو نشون میدادم که یهو گوشیم زنگ خورد "جیمین بود همون اتفاقای پارت قبل"
میرا: نامجون بیا *بلند*
_اومدمم... جان؟
+با کی حرف میزدی؟
_جیمین بود
+چی گفت؟
_*تعریف کرد*
+میدونی..با این کار عذاب وجدان دارم *ناراحت*
_راستش منم همینطور.. ولی خب یکم اینجا بمونیم حالمون بهتر میشه
+اوهوم.. بیا وسایلارو بزاریم داخل
*یک ساعت و 10 دقیقه بعد*
بالاخره کارارو تموم کردیم.. جارو زدیم وسایل رو چیدیم غذا درست کردیم و خونه تمیز کردیم و...
+نامجووناااااا *داد از تو حیاط*
_بلههههه *داد*
+بیاااااااااا *داد*
_اومدمممم *داد*
_جانم؟!
+بیا آب داخل سرسره آبی رو روشن کن و ابو گرم کن بریم تو اب *ذووق*
_چشمممم
ویو جین:
قرار شد تو ویورس و ویلایو و اینستا و همه جا اعلام کنیم تا یه مدت خبری ازمون نیست به دلیل رفتن یک عضو از گروهمون. فقط نگفتیم کی رفته.. تا نامجونو پیدا کنیم
"تو خونه ی اعضا"
تهیونگ: بچها بیاین فکر کنیم نامجون کجا میتونه رفته باشه
جیمین: تو خود کره هست خارج کشور نرفته
شوگا: خب تو کشور به این بزرگی چجوری پیداش کنیم
کوک: یعنی اون کجارو داره بره؟
همونطوری چرت میگفتن که یهو زد به سرم
جین: فهمیییدممممممم *داد*
جیهوپ: چته بابا
جین: یادتونه یبار نامجون گفت یجا هست که مال باباش بوده؟ تو اطراف سئول توی روستای شیک
همه: خب
جیمین: یعنی میگی رفته اونجا؟
جین: احتمالا... فقط کسی ادرسشو بلده؟
همه: نهه
تهیونگ: خب بزار زنگ بزنیم به پی دی نیم شاید اون بدونه "گذاشت رو اسپیکر"
"مکالمه"
ته: سلام
پ: سلام
ته: یادتونه نامجون از یه خونه حرف میزد که مال پدرش بود؟
پ: اره
ت: میدونی ادرسشو؟
پ: اره میدونم ادرسش ****
ت: ایولللل مممنوننننن خدافففظظظظظ
"پایان مکالمه"
جین: خب صبح راه میوفتیمممم
"ساعت 5 صبح"
شوگا: حتما اینقدر باید زود بریم *خمیازه و خابالو*
جین: اره.. بریم سوار شیم
"ساعت 9 صبح"
ویو جین: کلی داشتیم تو خیابونای اونجا میچرخیدیم و در خونه ی اینو و اونو میزدیم که نامجونو پیدا کنیم ولی انگار نه انگار..
کوک: جییییین سمت اون عمارت نگه دارررر بخدا میرارو دیدمممممم
جین: چیی جدی میگییی؟؟ خب باید دور بزنمممم
"ویو میرا"
دیروز رفتیم تو استخر و واقعا بهمون خوش گذشت ، بعدش هم رفتیم پیاده روی و اینا
امروز صبح داشتم تو باغ قدم میزدم که یه ون دیدم که اعضا توش بودن و انگار دنبال چیزی بودن و سریع دویدم تو خونه
+ن.ناممجووووونننننن اعضا *نفس نفس* اینجا اومدن کمککک
_چی؟ اروم باش حالا بگو چیشده
دیدگاه ها (۱)

کوک شوهر کینه ای Part83

عشق بعد نفرت

پارت ۶= چرا نیام صد درصد میام÷ خبب پاشو بریم = کجا بریم ؟ + ...

Destiny part 2

پارت 15رمان🦋 عشق مدرسه ای 🦋ات: چه شرطی؟ هیونجین: ( به لبش اش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط