ببینید من با چه سناریو یی برگشتم
ببینید من با چه سناریو یی برگشتم😂🗿
کیو: راننننن
ران: جانممم
کیو: بیا بتمرگ اینجا و به حرفام گوش بدههههه
ران اومد و نشت
همین جوری داشتن حرف میزدن که رسیدن ایران
داخل فرودگاه
کیو : بلاخرههههههه
مایکی: خشته شدممممم
سانزو: چرا اینجا انقدر گرمههه
کیو: بیخیال اینا باید بریم مایکی میدونی داداشم کجاعع دیگع؟
مایکی: اره ادرسش:............
کیو: خوبه نزدیکه
رفتن به اون ادرس
ویو کیو: داشتیم میرفتیم سمت اون خونه که یادم اومد اخرین باری که داداشم و دیدم ۸ سال پیش بود یعنی الان چغدر بزرگ شده
؟
رسیدن به اون خونه و زنگ و زدن
کاکوچو: بله؟
کیو: میشه در رو باز کنید( صداش رو تغییر داد تا غافلگیرش کنه)
کاکوچو در رو باز میکنه و با صحنه ای که میبینه خیلی خوشحال میشه
ذهن کاکوچو: چی....چرا کیو اینجاست؟ باورم نمیشه خواهرم و بعد ۸ سال دارم میبینممممم وایییییییییییی
کیو : سلام دادش خوشگلممممممم
کاکوچو: وایسا اینجا چه خبرهههههه مایکی،ران،ریندو ،سانزو شما اینجا چیکار میکنیدددددد
کیو: اینا رو ولش بیا بریم داخل دلم برات خیلی تنگ شددددددد
ادامه بدم؟
کیو: راننننن
ران: جانممم
کیو: بیا بتمرگ اینجا و به حرفام گوش بدههههه
ران اومد و نشت
همین جوری داشتن حرف میزدن که رسیدن ایران
داخل فرودگاه
کیو : بلاخرههههههه
مایکی: خشته شدممممم
سانزو: چرا اینجا انقدر گرمههه
کیو: بیخیال اینا باید بریم مایکی میدونی داداشم کجاعع دیگع؟
مایکی: اره ادرسش:............
کیو: خوبه نزدیکه
رفتن به اون ادرس
ویو کیو: داشتیم میرفتیم سمت اون خونه که یادم اومد اخرین باری که داداشم و دیدم ۸ سال پیش بود یعنی الان چغدر بزرگ شده
؟
رسیدن به اون خونه و زنگ و زدن
کاکوچو: بله؟
کیو: میشه در رو باز کنید( صداش رو تغییر داد تا غافلگیرش کنه)
کاکوچو در رو باز میکنه و با صحنه ای که میبینه خیلی خوشحال میشه
ذهن کاکوچو: چی....چرا کیو اینجاست؟ باورم نمیشه خواهرم و بعد ۸ سال دارم میبینممممم وایییییییییییی
کیو : سلام دادش خوشگلممممممم
کاکوچو: وایسا اینجا چه خبرهههههه مایکی،ران،ریندو ،سانزو شما اینجا چیکار میکنیدددددد
کیو: اینا رو ولش بیا بریم داخل دلم برات خیلی تنگ شددددددد
ادامه بدم؟
- ۱.۴k
- ۲۶ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط