در عکس هایش که برایم می فرستاد

در عکس هایش که برایم می فرستاد
همیشه تنها بود
در خیابان
پارک
خانه
فکر می کردم بی من
هرجا برود تنهاست
و من
چه ابلهانه
عکاس را ندید می گرفتم.
دیدگاه ها (۱)

گاهی یک دنیا حرف داری برای گفتناما لال می شویوقتی نمی دانی ب...

↢ #سختہِ باشے تو جَمعے ڪہ↢ بدونے اِضافہ ای اما #مَجبورے↢ مَج...

آن شبـ ؛ـ؛ ۱آن شب٬ باران می آمد ، سرد بود ، قطراتش روی پوست ...

سلام به نام خدا

عشق در مشروب 🍷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط