{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من نیستم مانند تو مثل خودم هم نیستم

من نیستم مانند تو، مثل خودم هم نیستم
تو زخمی صدها غمی، من زخمی غم نیستم
با یادگاری از تبر، از سمت جنگ آمدی گفتم
چه آمد بر سرت؟ گفتی که مَحرم نیستم
مجذوب پروازم ولی، دستم به جایی بند نیست
حالا قضاوت کن خودت، من بی‌گناهم! نیستم
با یک تلنگر می‌شود، از هم فروپاشی مرا
نگذار سر بر شانه‌ام، آن‌قدر محکم نیستم
خواندی غزل‌های مرا، گفتی که خیلی عاشقم
اما نمی‌دانم خودم، هم عاشقم هم نیستم
دیدگاه ها (۱)

می سپارم دل ، بماند در پناهت نازنینیا شَود بازیچه ی دس...

آمـاده کن امشب بـرايـم خانـه‌ ات رابـا نـامِ مـن بـالا بِبَـ...

به تو پیوسته دل از وحشت شبهای دراز به تو پیوسته دل از تلخی د...

در سیاهیِ شببلندترین خیالِ با تو بودن را میبافمخوابِ شب را ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط