{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتمش دل میخری؟

گفتمش دل میخری؟
پرسید چند...
گفتمش دل مال تو ...
تنها بخند...
خنده کرد و دل زدستانم ربود....
تا به خود باز آمدم او رفته بود...
دل زدستش روی خاک افتاده بود...
جای پایش روی دل جا مانده بود...
دیدگاه ها (۹)

ای چشمان مست تو....مینای شراب من...یاد تو چه میکند...باحال خ...

افسانه ی خون و گل قسمت ۴۰: عبور از مرزنورِ سرخ فروکش کرد. و...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط