همیشه یک نفر هست
همیشه یک نفر هست
که جمعه ها
را جورے دلگیر کند
گویےانسان
میان تمام شلوغے ها
در شهرےغریب
گرفتـار شده است
که هیچکس را
هیچکس را ندارد...
در ایـن بےکسے
کز میکند کنج خانه
ایـن بار را
به رسم تلخے تمام نبـودن ها
چاییپے را تلخ سر میکشد
چاے تلخ داغ را...
به بهانه ے سوختن
تمام دردهـایش را سیر گریـه میکند
چنگ میزند بـه این گلو
به بهانه ے سوختن
زجه میزند
تمام ایـن تلخے تنهایے را!
آدم بعد رفتن یک نفر
تنها میشود
کسےکه دیـگر
هیچکس جاے
او را نخواهد گرفت!
که جمعه ها
را جورے دلگیر کند
گویےانسان
میان تمام شلوغے ها
در شهرےغریب
گرفتـار شده است
که هیچکس را
هیچکس را ندارد...
در ایـن بےکسے
کز میکند کنج خانه
ایـن بار را
به رسم تلخے تمام نبـودن ها
چاییپے را تلخ سر میکشد
چاے تلخ داغ را...
به بهانه ے سوختن
تمام دردهـایش را سیر گریـه میکند
چنگ میزند بـه این گلو
به بهانه ے سوختن
زجه میزند
تمام ایـن تلخے تنهایے را!
آدم بعد رفتن یک نفر
تنها میشود
کسےکه دیـگر
هیچکس جاے
او را نخواهد گرفت!
- ۲۹۲
- ۰۱ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط