(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩
part ³⁸

دستای بستش و سرمایی که بدنشو کرخت کرده بود هیچکدوم نمیتونستن بدتر از حس سرمای وجودش بشه
روی برف فقط با یه شلوار و پوتین مشکی زانو زده بود و برف داشت به رنگ خون درمیومد
جکسون : ادلررررررررر طاقت بیار تو نباید بمیرییی مرد
جیمین : جکسون برو او... اونا می..ر..سن
جکسون : خفه شو ادلر تو باید بجنگی
جیمین : می...دونی که زنده نمی..مونم جکس...ون
و سرفه ای کرد که باعث شد مقدار زیادی خون از زخم دوتا چاقویی ای که توی شکمش و بافت عضلانی بدنش . خورده بود بیرون بزنه
جکسون : سرفه نکن لعنتی
جیمین : برو.. جکسون
جکسون : تو توی اون دریاچه ولم نکردی مرتیکه پس منم قرار نیست توی این جهنم ولت کنم میفهمی
جیمین : تو.. مدیونم.. نیس.. نیستی
جیمین : این قراره درد داشته باشه مرتیکه این پارچه رو گاز بگیر
و چاقویی که با فندک اتیش داغ کرده بود و فلزش به رنگ قرمز و نارنجی در اومده بود روی سر زخمش گذاشت و فشار داد
درد تو تک تک سلولای بدنش پیچید و صدای فریاداش توی پارچه خفه شد
جکسون : یه زخمت بسته شد و خونریزی بند اومده حالا نوبت
زخم دومته
بی حرف چاقو رو دوباره داغ کرد به سمت بدنش برد و قبل اینکه روی زخمش بزاره با تن صدای آرومی زمزمه کرد : متاسفم
اینبار فریاد بلندتری کشید ؛ رنگش به کبودی میرفت و تمام رگای گردن و شقیقه اش از شدت درد بیرون زده بود و بدنش داشت بی حال میشد سرما و درد کارشونو داشتن بهترین نحو انجام میدادن
بعد بسته شدن زخم دوم با سوختگی سرش بی حال روی شونه ی جکسونی که رو به روش زانو زده بود افتاد
و جکسون میتونست خیسی اشکای گرمشو روی شونه و گردنش حس کنه
بعد چند دقیقه کوتاه وزنشو روی بدن جکسون انداخت
و باهم بلند شدن که درد دوباره توی وجودش ریشه زد و فریاد خفه ای کشید
جکسون : باید بریم اگه بیشتر وقتو تلف کنیم اونا میرسن
جیمین : ـب.ریم
جکسون زیر بغلشو گرفت و دوقدمی جلو رفتن که ناگهان فقط صدای گلوله و فریاد جکسونی شنیده شد که گلوله بدنشو شکافته بود و بعد فریاد بلندی توی گوشش پیچیده
جیمین : جکسووووووووو
دیدگاه ها (۰)

____[The Forbidden Crossing]____

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁸نور خورشید از لای پرده ها به صورتش می...

P2 پسری که ازم متنفر بود ویو راوی : روی میز نشسته بود و پاها...

ادامه

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **فصل دوم - ...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁶ویو میکا_____صدای شلی...

dark life =36جیمین تقلا کرد. سعی کرد خودش رو آزاد کنه. ولی ت...

وقتی باهم دعوا میکنید اما...¹با صدای بلند بهش گفتی:"برو بابا...

چند پارتیپارت ۳لرزشِ خفیفی در دستانِ جونگکوک پیچید، اما نه ا...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁴¹ویو میکا_____جیمین بلن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط