آن غنچه که نشکفت ز حسرت دل ما بود

آن غنچه که نشکفت ز حسرت دل ما بود
وان عقده که نگشود ز غم مشکل ما بود

مجنون که به دیوانه گری شهره ی شهر است
در دشت جنون همسفر عاقل ما بود

#فرخی_یزدی#
🍃🌸
دیدگاه ها (۲)

نه به انتظار کسینه انتظار از کسیتا حدی کوتاه میامکه تبدیل به...

🌻یکی از راههای دستیابی به « آرامش »درد و دل کردن با خداست💛 ...

☕️دمنوش آرامبخشیک قاشق غذاخوری گل گاو زبان،یک قاشق چایخوری س...

░⃟‌‌‎‎‌قطره قطره اشکهایم میچکد بر دفترمیاد بادا ... ان نگار ...

#پیرمرد ی تمام عمرش را بین #بازار و #کوچه سر می کردهرکسی بار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط